Iranian Online Network
Welcome
Login / Register

به شبکه ایرانیان خوش امدید - با هم و برای هم برای فردای بهتر- پاینده ایران و ایرانی‌

پاینده کشور پادشاهی مشروطه ایران
در این خاک زر خیز ایران زمین, نبودند جز مردمی پاک دین, همه دینشان مردی و داد بود, وزآن کشور آزاد و آباد بود
سال ۱۳۹۷ شمسی برابر با ۱۴۰۹۷ اهورایی برابر با ۷۰۴۰ میترایی برابر با ۳۷۵۶ زرتشتی برابر با ۲۵۷۷ هخامنشی بر شما خجسته باد
مقاله برگزیده این هفته

چگونه انقلاب شد؟

 

Gole Naz's photo.· 

از اونجایی‌ که مجاهدین و برخی‌ گروه‌های دیگر در زمان شاه و در جریان انقلاب و پس از آن همچنین در دوران جنگ تحمیلی به خشونت و کارهای تروریستی اقدام می‌‌کردند و تلویزیون بی‌بی‌سی همیشه در جهت تخریب امنیت و یکپارچگی ایران برآمده ,جوانان ایرانی‌ بیشتر مایل به دانستن اصل ماجرا در مورد وطن از گذشته تا کنون هستند; این میشود که دوباره تحقیقات و پرس و جوهای شخصی‌ جهت دانستن بیشتر در بین عزیزان رخ میدهد من هم به نوبه خودم هر خاطرات و مطالبی به دستم رسیده در اختیاردوستان خواهم گذاشت و اما یکی‌ از خاطرات دریافت شده که هیچ دخل و تصرفی در نوشته ندارم و تمام و کمال خاطرات نویسنده منتقل شده :

ادامه قسمت پیش

قسمت ششم ....ساواک منحل شد
(توضیح ) اگر من بخواهم در این مقاله به ذکر تمام وقایع و حوادثی که اتفاق افتاده است بپردازم هر کدام خود کتابی میشود که برای نویسنده و خواننده این مقاله میسر نیست پس اجازه میخواهم که فقط اشاره ای داشته باشم چون حوادث و اتفاقاتی که منجر به انقلاب شد نیاز به باز خوانی صدها کتاب دارد ...متشکرم .
فاجعه سینما رکس آبادان آنقدر تاسف بار بود که همان شب ساعت 2 صبح پرویز ثابتی تلفنی تمام روسای اداره سوم را فرا خواند چون این حادثه مستقیما به امنیت داخلی ایران مربوط بود ساعت 7.40 دقیقه بامداد روز 29 مرداد یک هواپیما با 8نفر به سرپرستی تیمسار جعفری رئیس اداره ضد خرابکاری از فرودگاه مهر آباد بسمت فرودگاه آبادان حرکت کرد وقرار شد تمام گزارش این حادپه دلخراش تا ساعت 4 بعداظهر روی میز ایشان باشد ساعت 10.20 متخصصین اداره ضد خرابکاری به محل حادثه رسیدند نیازی به بررسی کامل نداشت پس از چند دقیقه مشخص شد سینما رکس آبادان بوسیله اسید DCH5 که امریکا در جنگ ویتنام از آن استفاده کرده بود دچار حریق شده بود به 2 علت .
1- در راهرو سینما کف پوش مکالئوم بود اما در زیر این کف پوش موزائیک فرش شده بود موزائیکها ذوب شده بود پس باید درجه اشتعال بیش از 800 کالری گرما تولید کرده باشد هیج مواد آتش زائی به 800 کالری گرما نمیرسد .
2- تعدادی از تماچی ها که سوخته و ذغال شده بودند از روی صندلی های داخل سالن حرکتی نکرده بودند حتا مادری که فرزند خود را در آغوش داشت از صندلی خود حرکتی نکرده بود پش ابتدا خفه شده بودند بعد سینما دچار حریق شده بود هر انسانی میتواند حتا در آتش بین 20 تا 30 متر بدود و جرکت داشته باشد طول راهرو سینما 14 متر بود .
هواپیما ساعت 1.45 به طرف تهران حرکت کرد و در ساعت 4 گزارش روی میز رئیس اداره اطلاعات و امنیت کشور بود .
هواپیمای دیگری در ساعت 10 صبح عازم آبادان شده بود که از تیم کمیته مشترک و گروه کیهان بود و قرار شده بود با همکاری شهربانی آبادان و ساواک آبادان مسببین این حادثه شناخته و دستگیر شوند عمق فاجعه بحدی بود که خود آقای پرویز ثابتی هم 2 روز بعد به آبادان رفت .
در این رابطه چند نفر دستگیر شدند اما عامل اصلی که حسین تکبعلی زاده بود از آبادان فرار کرده بود که از مرز عراق از ایران خارج شود . که بعدا در اصفهان دستگیر شد اجازه فرمائید فقط به اسامی متهمین این پرونده اشاره کنم .
آیت الله جمعی وحجت السلام موسوی تبریزی که از طرف ساواک ممنوع المنبر بود . عبدالرضا آشوری و برادران یدالله وفرج و فلاح بذرکار اما کبریت را حسین تکبعلی زاده کشیده بود ساواک در تعقیب و دستگیری متهمین بود که در 4 شهریور بازار صفای جمشید آباد آبادان دچار حریق شد هدف آبادان بود شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران ...نفت همان نفتی که سرمایه ملی بود و شاه با کنسرسیوم قراردادی امضا نکرد .
جمشید آموزگار ماموریتش به اتمام رسید در 4 شهریور 57 به بهانه کسالت همسرش که آلمانی و یهودی بود از ایران به کشور معبود خود آمریکا رفت

جعفر شریف امامی نخست وزیر شد تا دولت آشتی ملی را تشکیل دهد هنوز ساواک مشعول پرونده سینما رکس و آتش سوزی های آبادان بود که خبر رسید یاسر عرفات تعدادی مسلسل کلاشینکف در جعبه های میوه که از طرف اسرائیل به ایران حمل شده بود جا سازی و از مرز عراق وارد ایران کرده است با پیگیری ساواک مشخص شد که این اسلحه ها به انبار میوه در خیابان سرچشمه تهران رسیده است اما هنوز مشخص نبود علت ارسال این مسلسل ها چیست مامرین ساواک در لباس مبدل بعنوان میوه فروش باربر وانتی کامیوندار تمام انبار های میوه در سرچشمه را زیر نظر داشتند هدف هرچه بود باید در نزدیکی سرچشمه باشد میدان بهارستان و مقابل مجلس شورای ملی همه جا تحت کنترل بود .
پنج شنبه 16 شهریور 57 ایت الله بهشتی در یک راه پیمائی در میدان آزادی قطعنامه ای را قرائت کرد استقلال آزادی جمهوری اسلامی اما در پایان این راهپیمائی گفته شد فردا ساعت 10 صبح میدان ژاله .......
پس مکان مشخص شد این مسلسل ها برای میدان ژاله است نه میدان بهارستان برنامه چیست ؟ هدف آنها برای تجمع در میدان ژاله چیست ؟ خرابکاری در برق میدان ژاله ؟ مسلسل برای چی ؟ به تمام مامورین دستور داده شد مراقب تمام خیابانها اطاف میدان ژاله میدان بهرستان باشند مامورین از ساعت 10 شب مستقر شدند اما حادثه ای متاسفانه روی داد که تمام برنامه های ساواک برای دستگیری متخلفین برباد رفت بدون اینکه ساواک از این ماجرا باخبر باشد .
ساعت 9 شب پنج شنبه 16 شهریور سر انتونی پارکینز به کاخ نیاوران رفت و شاه را در جریان این مسلسل ها و تجمع مردم در میدان ژاله گذاشت و تاکید کرد که با اعلام حکومت نطامی از فردا صبح در تهران از کشته شدن مردم حلوکیری کنید اگر ارتش مستقر شود مردم از ترس حکومت نظامی اقدامی نخواهند کرد ساعت 10 شب ارتشبد اویسی فرماندار نظامی ایران در تهران و 12 استان شد انگلستان کار خودش را کرد از صبح جمعه 17 شهریور آشوب های خیابانی به جنگ خیابانی مبدل خواهد شد و هر اتفاقی بیفتد ارتش شاه مقصر خواهد بود ساعت 12 شب رادیوحکومت نظامی را اغلام کرد وقتی این خبر به ثابتی رسید دو دستی زد تو سر خودش وگفت برای مقابله با 10 قبضه مسلسل نیازی به ارتش نبود فردا تعداد تظاهرات کننده بیشتر خواهد شد ما چه کسی رو بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قسمت هفتم ....ساواک منحل شد
جمعه 17 شهریور 57 تهران میدان ژاله 3 گروهان از لشگر گردان 140 پیاده گارد که آموزش جنگهای خیابانی و ضد چریکی را دیده بودند از 6 صبح در اطراف میدان
ژاله مستقر شدند گروه کیهان کمیته مشترک با لباس شخصی در تردد بودند اما خبری از ازدهام و تظاهرات نبود تا اینکه حدود ساعت 1/5 بعداظهر گزارش رسید تعدادی در سه را شکوفه تجمع کرده اند پرویز ثابتی با تیمسار اویسی در تماس بود و از اوخواسته بود کسی تیر اندازی نکند تیمسار اویسی هم گفته بود نگران نباشید تمام سربازان فشنگ مشقی دارند فقط درجه داران و افسران مسلح به فشنگ حنگی هستند همه چیز تحت کنترل است تعداد جمعیت هر لحظه بیشتر میشد اما از گروه کیهان با لباس شخصی در میان مردم بودند جمعیتی حدود 700 تا 800 نفر از سه را شکوفه به طرف میدان ژاله در حرکت بودند وشعار میدادند استقلال آزادی حمهوری اسلامی هنوز به میدان نرسیده بودند که رگبار مسلسل از پشت بامهای مقابل اداره برق میدان ژاله بطرف آنها شلیک شد تعدادی رگبار مسلسل هم بطرف سربازان شلیک کردند مردم پا بفرار گذاشتند تعدادی هم از میان مردم شلیک میکردند همه مانده بودند که چکار کنند فورا مامورین به داخل ساختمان ها رفتند
وکسانیکه شلیک کرده بودند از پشت بام ها پا بفرار گذاشتند
فورا تعدادی هلکوپتر از هوا نیروز به میدان ژاله اعزام شدند تمام این حادثه شاید فقط 10 دقیقه طول کشید تمام جمعیت پا به فرار گذاشتند و از کوچه های اطراف سه راه شکوفه متفرق شدند مردم درب خانه های خود را باز میکردند وبه فراریان پناه میدادند طبق آمار پزشکی قانونی تعداد کل کشته ها 87 نفر و مجروهین 250 نفر بود که با آمبولانس به بیمارستان ها اعزام شدند گروه کیهان در ساعت 4 بعداظهر یعنی مامورینی که با لباس شخصی در میان جمعیت بودند یک خبر مهمی را گزارش کردند کسانیکه به مردم شلیک کردند بسیار در تیراندازی مهارت داشتند آنها چریک فلسطینی بودند و تعلیم دیده بودند ......افراد عادی جنین مهارتی در تیراندازی با مسلسل را ندارند فورا بنا بدستور پرویز ثابتی پوکه فشنگها از روی پشت بامها جمع آوری وگلوله ها نیز که بمردم اصابت کرده بود در پزشکی قانونی و بیمارستان ها فورا جمع آوری شد تمام پوکه فشنگ ها و گلوله ها از مسلسل کلاشینگف شلیک شده بود اسلحه سازمانی ارتش ایران مسلسل ژ3 بود و در ارتش ایران از مسلسل کلاشینکف استفاده نمیشددر حادثه 17 شهریور تعداد 11 نفر سرباز و درچه دار گارد کشته و 8 نفر هم در اثر تیراندازی مجروح شدند عکس آنها با لباس گارد در کف سالن پزشکی قانونی بود و در روزنامه ها بچاپ رسید تیراندازی از پشت بام ها و داخل جمعیت به مردم و سربازان بودتیراندازی از پشت بام روبروی اداره برق و داخل جمعیت بود عکس سربازان کشته شده میدان ژاله در بعد اظهر شنبه 18 شهریور در روزنامه کیهانو اطلاعات بود اما تلویزیون قطبی این جنازه هارونشان نداد تلویزیون قطبی فقط عکس شهدای غیر ارتشی وتیراندازی های ارتش رانشون میداد وخون گوسفندان را که مردم بخود میمالیدند
اما تفاوتی نمیکرد
دشمن به هدف خود رسید جمعه سیاه 17 شهریور میدان ژاله پای ارتش شاه نوشته شد بعد از 17 شهریور شعار ها تند تر ومردم در مقابل ارتش قرار گرفتند در حقیقت آشوب خیابانی به جنگ خیابانی مبدل شد .همه به خانه های خود رفتند قائله 17 شهریور خوابید اما آنکه در خیابان ها ماند ارتش شاه بود .
نخست وزیر آشتی ملی به مجلس احضار شد نمایندگان
مجلس که تا آنروز بله قربان صحیح است را در صحن مجلس میگفتند رنگ عوض کردند ومعترض دولت شدند احمد بنی احمد نماینده تبریز بعنوان مخالف دولت پشت تریبون مجلس قرار گرفت و چنین گفت آقای شریف امامی من روزه سیاسی دارم بعد از 17 شهریور نهارو شام نخورده ام من رای کبود خود را به دولت شما میدهم روزیکه فرانکو در اسپانیا قدرت را به خوان کارلوس واگذار کرد چنین گفت خوان جان پسرم انهائی که من از اسپانیا تبعید کردم دشمن من بودند نه دشمن اسپانیا آنها را به اسپانیا بازگردان (منظور بازگشت آیت الله خمینی به ایران بود )
شریف امامی در پاسخ استیضاح چنین گفت من هنوز امضای فرمان نخست وزیریم خشک نشده که مجلس من را استیضاح میکند آقایون دعوا سر آمدن و رفتن من نیست تعدادی از کنسرسیوم آمدند که نفت مردم را ببرند شاهنشاه بیرونشان کرد حالا فرانکو به خوان کارلوس چی گفته من نمیدانم همینقدر میدانم که اگر مردم با هم نباشند همه ما رفتنی هستیم آقایان بگذارید کارمان را بکنیم مملکت در وضع بحرانی قرار گرفته است من هنوز کابینه ام را معرفی نکرده ام که استیضاح شدم شما اگر نماینده مردم هستید با مردم باشید
روزهای سختی در پیش رو بود ایت الله خمینی بعد از جکومت نظامی اعلامیه میداد آقای شاه با ارتش این مردم مسلمان را نکشید به ارتش بگوئید این مردم مسلمان هستند ارتش مسلمان که مسلمان را نمیکشد مگر ارتش شما مسلمان نباشد اگر اسلام را قبول دارند در اسلام برادر برادر خود را نمیکشد ........
با اعلام حکومت نظامی واستقرار ارتش در خیابانها دیگر هر حادثه ای در ایران اتفاق میافتاد بدون شک پای شاه و ارتش شاه نوشته میشد واین درست همان چیزی بود که دشمنان شاه و ایران برایش روز شماری میکردند .
پرویز ثابتی متوجه تماس های مکرر تیمسار ناصر مقدم رئیس ساواک با ایت الله بهشتی شده بود و از طرفی تماس ها اوبا سولیوان سفیر امریکا و بعد از جکومت نظامی و استقرار ارتش عملا نیازی دیگر به اداره اطلاعات و امنیت کشور نبود خود ارتش رکن 2 داشت ضمن اینکه مقدم دستور داده بود نه کسی دستگیر شود نه معترض مردم شوید به اندازه کافی کشور در التهاب است .
خیلی ها از پرویز ثابتی خواستند از ایران نرود بیشتر امرای ارتش چون میدانستند که او چه زحمتی برای استقرار امنیت کشور کشیده است اما تصمیم ثابتی رفتن از ایران بود اونامه ای برای شاه نوشت که کسی از متن آن باخبر نیست و توسط امیر اصلان افشار آجودان مخصوص شاه به کاخ نیاوران فرستاد رابطه ثابتی در دربار فقط با امیر اصلان افشار خوب بود در قسمتی از چرکنویس این نامه که در اتاق ثابتی بعد از رفتنش پیدا شده خداحافظی از شاه جهت ترک ایران در تاریخ7/7/57
بعد از رفتن پرویز ثابتی از ایران خیلی ها که شاهد زحمات او بودند متاثر شدند اما خیلی ها هم خوشحال شدند یکی از کسانیکه بسیار خوشحال شد رضا قطبی بود بعد از پخش دادگاه خسروگلسرخی از تلویزیون ثابتی به قطبی توهین بدی کرده بود وگفته بود از اینها قهرمان نساز به اندازه کافی ما مشکل داریم کار ما را سخت تر نکن اینبار جوری تو گوشت میزنم که جد پدریت جلوی چشمات بیاد البته تا هویدا بود کسی جرات اعتراض به ثابتی را نداشت درست یکهفته بعد از رفتن ثابتی اتفاق ناگواری افتاد معمولا سخنرانی ها ونطق های شاه رومعینیان رئیس دفتر شاه یا شجاعدین شفا مینوشتند اما اینبار نطقی را که قرار بود شاه برای مردم قرائت کنند سید جسن نصر و رضا قطبی نوشته بودند بگفته آقای امیر اصلان افشار شاه اصلا مایل به قرائت این نطق نبود اما سید جسننصر و رضا قطبی گفته بودند اگر شما این نطق را قرائت کنید وبگوئید من اشتباه کردم و جبران میکنم مردم ساکت میشوند و همه میروند خانه هاشون و در گیری بین ارتش ومردم بوجود نمیاید ودیگر کسی بیگناه کشته نمیشود .
نقطعه ضعف شاه همیشه همین بود مردم اسیبی نبینند این بازی های سیاست تمام میشود مردم صدمه نبینند .
اولین کسیکه روی تظاهرات و آشوب ها خیابانی مردم نام انقلاب را گذاشت خود شاه بودتوسط سخنرانی‌ که سید حسن صدر رئیس دفتر شهبانونوشته بود و اینکه اشتباهات گذشته را جبران میکنم منظور کدام اشتباه بود .
37 سال ساختن ایران ؟ این اشتباه شاه بود ؟
چند روز بعد از نطق شاه خمینی از نجف به فرانسه رفت و در ده نوفل لوشاتو اقامت گزید فرانسه بعنوان یک کشور آزاد جای مناسبی بود که خمینی چون کاری که نداشت صبح یک نوار کاست پر میکرد عصری بعد از نماز مغرب یک نوار دیگر پر میکرد ایران پر شده بود از نطق های خمینی هرچه صدای شاه کوتاه تر میشد که درگیری پیش نیاید صدای خمینی رسا تر میشد ایرا ن براستی ملتهب شده بود خمینی مردم را به آشوب و مقابله با ارتش شاه ترغیب میکرد روزهای 13 و 14 آبان در گیری شدیدی بین مردم و ارتش بوجود آمد تا اینکه شریف امامی بعلت ناراحتی قلبی استعفا داد قرار بود بعد از شریف امامی اویسی نخست وزیر شود حتا حکم نخست وزیری هم به او ابلاغ شده بود اما در بعداظهر روز 14 آبان با دیداری که سفرای امریکا و انگلستان با شاه داشتند ارتشبد ازهاری که در ارتش افسر میانه روئی بود نخست وزیر شد واین مسئله زیاد برای امرای ارتش خوشایند نبود زیرا ارتش پس از 2 ماه حضور مداوم در سطح شهرها بدون اینکه اجازه داشته باشند تعرضی بمردم بکنند خسته شده بودند 2 ماه آماده باش کامل در خیابان ها آنها را فرسوده کرده بود
ارتشبد ازهاری کابینه نظامی خود را معرفی کرد اما شاه ازانها خواست سعی کنند که بمردم آسیبی نرسد و از درگیری با مردم خوداری کنند .
ارتشبد ازهاری یک نظامی بود و از سیاست چیزی نمیدانست در اولین اقدام لیستی به شاه داد و درخواست کرد اگر تعدادی از کسانیکه قبلا در دولت بودند دستگیر و به زندان بروند مردم شاید ساکت شوند و با ارتش درگیر نشوند .
امیر عباس هویدا و ارتشبد نصیری و نیک پی و ولیان و منوچهر آزمون و داریوش همایون از چهره های شاخص دستگیر شدگان بودند که بلکه مردم ساکت شوند حدود 40 نفر از خدمت گذاران صدیق کشور به زندان افتادند .
البته شاه 2 بار از هویدا خواسته بود که از ایران برود هم توسط امیر اصلان افشار هم توسط معینیان حتا به هویدا پیشنهاد سفیر ایران در بلژیک را داده بود اما هویدا قبول نکرده بود از دولت ازهاری هم کاری ساخته نبود روز بروز موج
اعتصابات و تظاهرات بیشتر میشد تا جائیکه مردم اقدام به کشتن نظامی ها کردند

قسمت هشتم ....ساواک منحل شد
روزنامه کیهان و اطلاعات نوشتند مردم غیور قزوین 3 نفر افسر راهنمائی و رانندگی را با ساطور دو شقه کردند و به درخت آویزان کردند .
مردم غیور مشهد یک سرگرد ارتش را که برای زایمان همنسرش به بیمارستان رفته بود باچاقو کشتند وجنازه او را بر سر درب بیمارستان آویزان کردند .
مردم غیور نارمک پاسبان کلانتری را با چاقوکشتند و جنازه او را بر تیر چراغ برق آویزان کردند تمام این کارها بخاطر این بود که بالاخره ارتش را درگیر با مردم بکنند.
در مجله خواندنیها نوشتم زعیم عالیقدر حضرت آیت الله خمینی بدون شک اگر شما به ایران بیائید اولین حکومت یا خلافت اسلامی را در ایران برقرار خواهید فرمود اما سئوال اینجاست آیا در حکومتی که شما وعده اش را بمردم ایران میدهید ما مامور راهنمائی و رانندگی نمیخواهیم ؟ در جکومت آینده ایران ارتشی نداریم که سرگردش برای زایمان همسرش به بیمارستان برود ؟ آیا شما سکاندار کشوری خواهید شد که دیگر نیازی به کلانتری نداریم ؟
آیا فکر نمیکنید مشت های گره کرده ای که امروز در مقابل قانون میایستد فردا در مقابل شما و احکام شما ایستادگی کند ؟ شما چه چیزی را دارید ترویج میکنید و به چه قیمتی آیا رسیدن به قدرت آنقدر با ارزش است که قانون را بکشیم تا بقدرت برسیم ؟ من از فردائی میترسم که شما بقدرت برسید اما به قیمت مرگ قانون در کشورم . خدا بفریاد ملت من برسد .........
شاه در انزوای کامل بسر میبرد کسی را بحضور نمیپذیرفت در تمام مدت پزشکان فرانسوی از او عیادت میکردند حال شاه خوب نبود فقط گاهی اوقات در کاخ نیاوران تنها قدم میزد تا اینکه روزی افسران ارشد ارتش در کاخ بدیدن شاه رفتند هیچکدام نمیدانستند که شاه بسیار بیما راست سپهبد بدره ای و سپهبد منوچهر خسرو داد به پای شاه افتادند و از شاه درخواست کردند که حکومت نظامی را به آنها بسپارد حتا خسرو داد گفته بود من را فرماندار نظامی کنید من یک هفته ایران را آرام میکنم بعد من را اعدام کنید و بگوئید از دستور شما تمرد کرده ام شاه به آنها گفته بود شما میخواهید مردم را بکشید تا تاج وتخت من حفظ شود ؟ من همیشه میخواستم بر قلب مردمم سلطنت کنم نه اینکه بر روی جنازه مردمم حکومت کنم اگر حتا یک ایرانی برای پایداری سلطنت من بمیرد من این تاج وتخت را نمیخواهم من سوگند خورده ام که به این مردم خدمت کنم بروید مواظب مردم باشید آنها بیگناهند .
ملک حسین پادشاه اردن در آواخر آذر ماه 57 دو بار بطور غیر رسمی به ایران آمد و گفت شما در 1973 کشور من را که درگیر جنگ با اسرائیل بود نجات دادید شما بروید کیش ارتش را بمن بسپارید یکماه دیگر بازگردید من به این آشوب ها پایان میدهم شاه گفته بود در کشور من آشوبی نیست مردم من را تنها نخواهند گذاشت
ارتشبد ازهاری در مجلس استیضاح شد او در جواب مخالفان چنین گفت .
من فکر میکردم نفت زیر پای من است نمیدانستم شیر آن دست کس دیگر است .
مردم هممون سوار یک کشتی شده ایم که داریم با هم غرق میشویم .
ارتشبد ازهاری از مجلس مستقیما به بیمارستان 501 ارتش رفت و بخاطر ناراحتی قلبی بستری شد این سومین بار بود که در ظرف مدت 20 روز در CCU بیمارستان بستری شده بود ازهاری استعفا د اد اول دیماه 1357

شاید راحت ترین روز زندگی انسان روز مرگ اوست و سخت ترین روز زندگی تصمیم برای بودن و یا رفتن شاه سخت ترین روزهای زندگی خود را سپری میکرد .
ماندن بقیمت مرگ مردم و یا رفتن به قیمت مرگ خود

قسمت نهم .....ساواک منحل شد
با رفتن ازهاری ایران بیشتر متشنج شد موج اعتصابات وتظاهرات خیابانی هر روز بیشتر میشد زندگی مردم براستی فلج شده بود شرکت نفت در اعتصاب بود مردم نفت برای گرم کردن خانه های خود نداشتند شرکت واحد اتوبوسرانی در اعتصاب بود کامیون ها ارتشی مردم را به سر کار خود میبردند بازاریان در اعتصاب بودند اکثریت مردم کم کم به اقلیت خشمکین می پیوستند . روزکار خوبی نبود .
ارتش بدستور شاه با مردم درگیر نمیشدند مردم به سربازان گل میدادند .مردم سوار تانکهای ارتشی میشند و با عکس خمینی بر روی تانک ها و کامیون های ارتش عکس یادگاری میگرفتند کسی به سرکار خود نمیرفت دانشجویان در محوطه دانشگاه تهران عکس خمینی و نوارهای صدای او را میفروختند عکس چگوارا عکس امام حسین عکس مصدق عکس بیژن جزنی عکس جنیف نژاد و برادران رضائی خریداران بیشتر داشت نو جوانان به دبیرستان نمیرفتند آنها در خیابان مرگ بر شاه بازی میکردند ایران در التهاب کامل بود مردم وسائل مغازه ها را در وسط خیابان به آتش میکشاندند هرچه لاستیک مستعمل بود در وسط خیابان آتش میزدند دود و آتش آسمان ایران را سیاه کرده بود ......
برای شاه 2 راه باقی نمانده بود .
1- ماندن و کشتن مردم .
2-سپردن کشور بدست ارتش و رفتن از ایران .
شاه راه سوم را انتخاب کرد انتخاب یک نخست وزیر از مخالفان خود و برای پایان دادن به این اغتشاشات و برای جلوگیری از کشته شدن مردم پرهیز ارتش از در گیری با مردم ...... شاپور بختیار به کاخ نیاوران احضار شد وبعد از مذاکرات مفصل با او در 15 دیماه 57 شاپور بختیار که از یاران با وفای مصدق بود و25 سال با سلطنت شاه مخالف بود ودر ایران خواستار یک حکومت دمکرات بود نخست وزیر شد .
از سوابق بختیار چیزی نمینویسم زیرا خود کتابی مفصل است او در کابینه مصدق معاون وزیر کار بود بعد از 28 مرداد 32 دستگیر و به 3 سال زندان محکوم شد بعد از 2 سال آزاد شد اما چند بار توسط ساواک مجددا دستگیر شد بعد از خرداد 42 دوباره دستگیر و بزندان افتاد او در فرانسه زندگی میکرد اما همیشه مخالف سلطنت شاه بود او خواهان یک حکومت دمکرات و سپردن حکومت بدست مردم بود او از فعالان جبهه ملی بود .
بختیار در همان شب اول صدارتش عکس بزرگ مصدق را پشت سر خود گذاشت ودر یک نطقی که از تلویزیون ملی ایران پخش شد گفت من مرغ طوفانم و از هیچ بادی نمی هراسم من برای نجات ایران آمده ام ما از این پس یک حکومت دمکراتیک در ایران خواهیم داشت یاران مصدق السطنه بعد از 25 سال به آرزوی خود رسیدند و دوباره قدرت را بدست گرفتند اما از جبهه ملی ونهضت آزادی کسی با بختیار بیعت نکرد آنها به پاریس رفتند و خواستار حکومت اسلامی به رهبری آیت الله خمینی شدند مرغ طوفان تنها شد .
شاه در 26 دیماه 57 ایران را ترک کرد اما به ارتشبد قره باغی دستور داد که ارتش را از هرگونه در گیری با مردم دور نگهدارند ومعترض مردم نشوند .
شاه رفت و ایران صاحب یک حکومت دمکراتیک شد چیزی تقریبا شبیه حکومت فرانسه اما نه در اروپا در خاورنیانه با مردمی مسلمان .
مرغ طوفان مطبوعات را آزاد کرد که حتا میتوانند فحش خواهرو مادر بدهند تمام زندانیان سیاسی را آزاد کرد و از همه مهمتر سازمانی که سالها معترض مخالفین سلطنت و اطلاعات و امنیت کشور را بعهده داشت منحل کرد .
با لایحه ای که مرغ طوفان به مجلس داد ساواک بعد از 22 سال منحل شد .

قسمت آخر .....ساواک منحل شد .
جنگ بر سر قدرت بین مرغ طوفان وایت الله خمینی در گرفت اکثر اعضای جبهه ملی ونهضت آزادی رهسپار پاریس شدند قطب زاده و ابراهیم یزدی و بنی صدر در آغوش پر از مهر خمینی رفتند بهشتی و ناصر مقدم و سولیوان رهبری مردم را بعهده گرفته بودند مطهری ومفتح و بازرگان به پاریس رفتند مردم درب خانه ایت الله طالقانی میرفتن ومیگفتند آقا بریم تظاهرات و این پیرمرد با عصای پیرش نگاهی بمردم میکرد ومیگفت بریم ... مردم ایران همه خوشحال بودند آنها بعد از 2500 سال سلطنت وپادشاهی به آزادی رسیدند به نخست وزیر اعلام کردند تعدادی چریک فلسطینی با اسلحه از مرز عراق دسته دسته وارد ایران میشوند و بین مجاهدین وچریکهای فدائی خلق اسلحه پخش شده است از کردستان عراق اسلحه وارد ایران میشود تعدادی اسلحه از مرز شوروی به گرگان حمل شده است چریکهای ایران دارند مسلح میشوند سربازان از پادگانها فرار میکنند و به مردم میپیوندند چه دستوری صادر میکنید ؟ مرغ طوفان گفته بود جلوگیری کنید همه آنها رو دستگیر کنید .پرسیده بودند چه کسی دستگیر کند ؟ مرغ طوفان گفته بود ارتش بعرض رسیده بود جناب نخست وزیر ارتش فلسطین و عراق و شوروی و لیبی به ایران حمله نکرده اند که ارتش جلوی آنها را بگیرد قاچاق چی ها و تروریست ها اسلحه وارد میکنند .گفته بود خوب قبلا چه کسانی جلوی این تروریست هارا میگرفت بگوئید جلوگیری کنند .گفتند قبلا این از وظایف سازمان اطلاعات و امنیت کشور بود که در مرزها برای ورود اسلحه و اعمال تروریستی محافظت میکرد آنها تمام افراد مشکوک را میشناختند و در بین آنها مامور داشتند نخست وزیر گفته بود خوب بگوئید از ورود اسلحه و ورود تروریست ها فورا جلوگیری شود بعرض رسیده بود ببخشید ساواک منحل شده است . به مرغ طوفان گزارش شد تعدادی تروریست ایرانی که سالها در لیبی و فلسطین ولبنان دوره چریکی دیده اند از مرزهای هوائی و زمینی و دریائی دارند وارد ایران میشوند چه دستوری صادر میکنید مرغ طوفان گفته بود همه آنها رو دستگیر کنید بعرض رسیده بود این از وظایف ساواک بود لیست تمام آنها با عکس و مشخصات کامل در اختیار ساواک بود ساواک در انحلال است .
ارتش مامور انجام وظیفه خودش از مرزهای کشور بود تروریست بازی بلد نبود .
مرغ طوفان چند نفری را به پاریس فرستاد خمینی آنها را نپذیرفت حتا سید جلاالدین تهرانی که به ریاست شورای سلطنت منصوب شده بود برای مذاکره با خمینی به پاریس رفت و پس از استعفا در دوم بهمن سال 57 خمینی او را بحضور پذیرفت با ایشان چائی نبات خوردند مرغ طوفان خود از خمینی خواست که در 9 بهمن 57 خدمت خمینی برود خمینی گفته بوددر صورت استعفا می‌پذیرم مرغ طوفان گفته بود پس اگر شما آمدید بروید قم من میخواهمنخست وزیر بمانم
ساعت 9.20 دقیقه صبح 22 بهمن ایت الله خمینی با یک پرواز ارفرانس که خلبان آن خلبان مخصوص ژیسکار دستن رئیس جمهور فرانسه بود به ایران آمد مرغ طوفان تازه فهمید دسته سرود قبلا سرود خمینی ای امام را بارها تمرین کرده بودند ملیون ها نفر از میدان شهیاد تا بهشت زهرا به استقبال اولین امام شیعیان جهان بعد از 1400 سال رفتند تلویزیون رضا قطبی مراسم را مستقیم پخش میکرد ومردم ایران پس از سالها استبداد به آزادی رسیدند .
10 روز بیشتر از زمان ورود امام به ایران نگذشته بود که اسلام بر ارتش شاه که اجازه درگیری با مردم را نداشت پیروز شدند در شب 21 بهمن تروریست ها وچریکها از روی پشت بام های خیابان فرح آباد کامیونها و تانک ارتش رو با کوکتل مولوتف آتش زدند از صبح ساعت 10 تا ساعت 6 بعداظهر آنقدر برنامه سولیوان وبهشتی با چریکهای مجاهدین و فدائیان خلق و چریکهای فلسطینی که مصطفی چمران فرستاده بود تنظیم شده و دقیق بود که ابتدا اسلحه خانه نیروی هوائی توسط همافران بدست مردم افتاد بعد پادگان عشرت آباد و کلانتری ها و بقیه پادگانها تمام برنامه تنظیم شده بود ساعت 4 بعد ازظهر زندان قصر دربش باز شد 3700 نفر زندانی که بجرم قتل تجاوز فروش مواد مخدر چاقوکشی و شرارت و دستگیر شده بودند آزاد و رئیس کلانتری و کمیته ها شدند .
دزدان و قاتلان و چاقو کش ها و تروریست ها از زندان آزاد شدند بجای آنها وزرا و امرای ارتش و تحصیل کرده های ایران بزندان افتادند 8 روز بعد مصطفی چمران درست در تاریخ 30 بهمن 57 با 92 چریک فلسطینی به ایران آمد و با ابراهیم یزدی و سولیوان به کشور نظم و نظام جدیدی دادند

ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه شد و تمام قرارداد های ایران با امریکا رو ملغی کرد امریکا هم 15 ملیارد پول آن 60 فروند هواپیمای F16 و 3 فروند آواکس رو بالا کشید این اولین قدم بعد از پیروزی انقلاب بود به پیروزی های دیگر بعدا دست یافتیم .مرغ طوفان ساعت ۱۰ صبح درخواست هلیکوپتر کرد و ساعت ۲ بعد از ظهر توسط هلیکوپتر از نزدیکی‌ نخست وزیری خارج شد بازرگان بجای اونخست وزیر قانونی ایران شد اما دیگر در کشوری که همه چی داشت غیر از قانون .
مذهب تنها حکومتیست که اگر با رای مردم بیاید با مرگ مردم خواهد رفت
(پایان)

Footer AD

Post your comment

Sign in or sign up to post comments.

Comments

Be the first to comment

Related Articles

RSS
Iranian Online TV Network