Iranian Online Network
Welcome
Login / Register

به شبکه ایرانیان خوش امدید - با هم و برای هم برای فردای بهتر- پاینده ایران و ایرانی‌

پاینده کشور پادشاهی مشروطه ایران
در این خاک زر خیز ایران زمین, نبودند جز مردمی پاک دین, همه دینشان مردی و داد بود, وزآن کشور آزاد و آباد بود
مقاله برگزیده این هفته

Nationalist


  • یاد بختیار یک عبرت تاریخی است

     

    نام و یاد بختیار یک عبرت تاریخی است .هر چه اززمان شهادت وی بیشتر می گذرد گویی بر بزرگی اش افزوده می شود .بزرگمردی که دل به دریا زد و تن به طوفان سپرد تا امروز ببالیم ومفتخر باشیم همانگونه که همیشه می گفت ایران هرگز نخواهد مرد.

    زایش ایران در اوج گمراهی وحین فروغلتیدن در دامن ارتجاع ، دکتر شاپور بختیار است . آری به همین دلیل است که ایران هرگز نخواهد مرد.
    همیشه در دل تاریک ترین لحظات تاریخ این سرزمین کورسویی از روشنایی نجات دهنده ما در سخت ترین لحظات نومیدی ویاس بوده .
    نام و عمل این مرد تنها روشنایی آن سال سیاه و منحوس است .57 را نمی خواهم بدون بختیار به یاد آورم ..آن سال فاجعه و فروافتادن...بزرگداشت این مرد نباید منحصر به واقعه دردناک ترور وی باشد.او و افکارش باید در متن زندگی سیاسی ما جاری باشد او خودرا رهرو و پیرو مصدق می دانست ولی مصدق را در معنایی جامع تر و کاملتر به ما عرضه کرد.حامل عموم محسنات و فاقد معایب وی بود .اما چرا این پرچمدار بزرگ دمکراسی در ایران که در روزگاری که همه برای کامیابی به ردای خمینی آویخته بودند مردانه نهیب زد که دیکتاتوری چکمه هزاران برابر بهتر از دیکتاتوری نعلین است آنچنان که باید در متن جاری نیست .از یک الگوی سیاسی چه بیشتر می خواهیم که در قامت این مرد نیست وجالب تر آنکه چرا بیست و اندی سال از درگذشتش عدهای سعی دربا انواع اتهامات بی پایه سعی در کم رنگ کردن شخصیت او دارند.ملت ما با وجود تجربه بزرگ و روشن بختیار که در آن وانفسا که هیچکس صدایش را نشنید هنوز غوطه ور در دالانی تنگ و تاریک وگیج کننده است که نوای دروغ و فریب در آن هواخواهانی دارد.مگر در طی این سالها خمینی های رقیق شده کم در قامت منجی و رهبر بر ملت ما ظاهر گشتند .مگر هنوز عدهای آخوند را در لباس رهبر و پیشرو به نسل جوان معرفی نمی کنند...در اینجا بخشی از کم اعتنایی ها ودشمنی ها به دکتر بختیارمشخص می شود .مشخص می شود که چرا برخی با بورس و پشتوانه های مالی به دنبال سند های هرگز وجود نداشته می گردند آنهم در چه جایی ..در نهانخانه های روباه پیر !!که همه چیز برای مصالح ما وارونه است.
    پیام دکتر بختیار واضح و شفاف است .به همین دلیل باید تنها در بزرگداشت سالانه اش یادآوری شود.!!البته در انسداد و تحریم رسانه ای و خبری ملیون و میهن پرستان راستین که بی بی سی و صدای آمریکا آنرا پوشش می دهند ودرواقع گزینش مخالفین و اپوزیسیون به عهده آنهاست جز این هم انتظاری نیست. آنان هر چه کنند و به هر حیله ای دست یازند، عقلانیتی در بطن جامعه ما در حال رستن است که ایران را باز هم بر خواهد افراشت عفلانیتی که نخواهد گذاشت ایران بزرگ ما به سوی نیستی برود.ایران بر افراشته وبرخاسته وبه خود آمده امکان غارت منابع و ترکتازی آنان را درمنطقه سلب خواهد نمود.آنان چاره ای ندارند جز اینکه به اراده ملت ما تسلیم شوند.
    صدای ایراندوستان واقعی صدای دکتر بختیار است .اگر به درستی سیر رویداد ها را نظاره کنیم به عیان می بینم که این سی و اندی سال تلاش ما درمبارزه از حیث پشتوانه تئوریک چیزی بر مواضع تاریخی دکتر بختیار در حکومت سی و هفت روزه اش نیفزوده است .امروز بر همان پله ایستاده ایم وقدمی فرا نرفته ایم .دکتر بختیار چنان فهم عمیق و درک صحیحی از دمکراسی داشت که پس از سی و پنج سال هنوز تدبیرش برای نجات و اعتلا کشور تازه است.اگر در این سالها و پس از تحمل تلخ ترین تجربه ها بر این عهد و قرار می ماندیم که هر حکومتی در لباس دین جز خدعه و تحجر نیست در زمانی که به سنگین بها برای ملت ما تمام شد و می شود اینهمه عمر وسرمایه گران سوخته نمی گردید..
    اما خوب آنانی که بستر ساز یک همچو حادثه شومی در کشور ما شدند محاسبات خودرا داشتند .یک گمان این بود که فشارها ما را ناگزیر از خو گرفتن به شرایط کند وآنگاه به اندک اندک نسیمی دروغین در پیله خیالها غوطه ور شویم .آنها و مربیانشان با آسیب شناسی مسیر در مرکز تحقیقاتی که دردوره اول رئیس جمهوری رفسنجانی و درست پس از پایان جنگ بنا نهاده بودند، زیرکانه به ملاحظاتی پرداختند که از دایره دید کارگزاران حاکمیت قبل از انقلاب مغفول مانده بود.نیرنگ اصلاحات از دل این مجموعه تراوید .شعار هایی که به ریاکاری و دروغگویی های خمینی درپاریس شباهت داشت .از پایان دوره رفسنجانی که قیام های پراکنده مردمی زنگ هشدار را برای حکومت به صدا درآورده بود وبناگاه اصلاحات سر برآورد این دور تسلسل بی وقفه ادامه دارد هر روز به شکلی و با درون مایه ای تازه .....واین بار درتازه ترین صورت ،در قامت اعتدال...
    واژه ها از پی هم تهی و جعل می شوند .اما درشگفتم پس از چپ و راست و میانه در بازی بعدی ،اگر فرصت بیابند کدامین واژه را برای مقاصد شومشان جعل و خلق می کنند..!
    در طی سالهای مورد اشاره حالا با راهبری یا بدون راهبری! حکومت آرام آرام دست اندکار ساخت پروژه اپوزیسیون سازی گشت که پس از حذف بزرگانی چون بختیارو بسیاری رادمردان دیگر به جای آنان ولی در جهت تثبیت رژیم ایفای نقش کنند و امروز در کوران تکاپوی آنانیم. همانطور که همه مشاهده می کنیم تمام پایتخت ها از اروپا تا آمریکا در تسخیر آنهاست و حرف همه با رنگ و لعاب های گوناگون ادامه اصلاحات به رغم هر هزینه و تا هر زمانی است!
    امااین بارنیز تیرشان به سنگ خورده .هم خود و هم حامیان پیدا و پنهانشان بهتر می دانند که در زیر این خاکستر نسلی توفنده در حال بالیدن است که سره از ناسره را به خوبی باز می شناسد....اگر داور منصفی به ارزیابی آراء آنان از یکی دو ماه مانده به انتخابات رئیس جمهوری یازدهم تا برگزاری آن بنشیند برای اثبات این ادعا نیازی به مدرکی خارق العاده نمی یابد .در اکثر مقالات نویسندگان چیره دستشان تا بعد از رد صلاحیت رفسنجانی حتی بوی براندازی نیز به مشام می آید اما با تفاهم خاتمی و هاشمی در حمایت از روحانی از زندان اوین تا اینسوی اقیانوس ها به ناگاه آرایشان دچار چرخشی شگفت آور می شوند .ریاکاری و دودوزه بازی انان تنها در کثرت و انتشار پر حجم دیدگاههایشان چه در رسانه های شناخته شده!! یا سایت های پر تعداد شان می تواند استتار شود و برخی اذهان خسته را بفریبد اما این حیله نیز رنگ باخته.
    راه ما برای مبارزه با نکبت جمهوری اسلامی همان است که بختیار سی و پنج سال پیش ترسیم کرد هنوز راه همان است .راهی که حقانیتش با گذر و تجربه صعب و خونبار این ایام تاریک به اثبات رسیده .. لائیسیته و جدایی کامل دین از سیاست .مبارزین راستین آزادی و سربلندی ایران به همان میزان که برخی خودفروختگان بیست و دو سال پس از شهادت قهرمانانه و تاریخی دکتر بختیار نومیدانه سعی در کدر نمودن شخصیت این یگانه مرد دارند می باید همواره و در همه حال و به هر مناسبت نام بختیار را صلا دهند و راه نجاتبخشش را به یاد روندگان آورند. منش بختیار یک متد و نقشه را ه آزادی است .و نباید به سمبلی برای بزرگداشت های سالانه محدود شود.
    بزرگمردا که زندگی شکوهمند ،صدارت شکومند و مرگ شکوه مند داشت وچقدر زیبا وباشکوه پس ازنخستین ترور ناموفقش می گوید:
    "همیشه معتقد بوده ام که مرد سیاسی باید فداکاری کند،نبایستی به این جسم خاکی بیندیشد ؛وطن برای او باید برتر از هر اندیشه ای باشد.من می دانستم که ممکن است کشته شوم.اصولا زندگی یک مرددر برابر نجات یک ملت چه اهمیتی می تواند داشته باشد.یک مرد سیاسی چون سربازی است که تفنگ او ایمان اوست. "
    آری ایران زمین با داشتن چون تو رادمردانی هرگز نخواهد مرد
    15/5/1392
    ن-خسروی

    ‎یاد بختیار یک عبرت تاریخی است

نام و یاد بختیار یک عبرت تاریخی است .هر چه اززمان شهادت وی بیشتر می گذرد گویی بر بزرگی اش افزوده می شود .بزرگمردی که دل به دریا زد و تن به طوفان سپرد تا امروز ببالیم و مفتخر باشیم همانگونه که همیشه می گفت ایران هرگز نخواهد مرد.
زایش ایران در اوج گمراهی وحین فروغلتیدن در دامن ارتجاع ، دکتر شاپور بختیار است . آری به همین دلیل است که ایران هرگز نخواهد مرد.
همیشه در دل تاریک ترین لحظات تاریخ این سرزمین کورسویی از روشنایی نجات دهنده ما در سخت ترین لحظات نومیدی ویاس بوده .
نام و عمل این مرد تنها روشنایی آن سال سیاه و منحوس است .57 را نمی خواهم بدون بختیار به یاد آورم ..آن سال فاجعه و فروافتادن...بزرگداشت این مرد نباید منحصر به واقعه دردناک ترور وی باشد.او و افکارش باید در متن زندگی سیاسی ما جاری باشد او خودرا رهرو و پیرو مصدق می دانست ولی مصدق را در معنایی جامع تر و کاملتر به ما عرضه کرد.حامل عموم محسنات و فاقد معایب وی بود .اما چرا این پرچمدار بزرگ دمکراسی در ایران که در روزگاری که همه برای کامیابی به ردای خمینی آویخته بودند مردانه نهیب زد که دیکتاتوری چکمه هزاران برابر بهتر از دیکتاتوری نعلین است آنچنان که باید در متن جاری نیست .از یک الگوی سیاسی چه بیشتر می خواهیم که در قامت این مرد نیست وجالب تر آنکه چرا بیست و اندی سال از درگذشتش عدهای سعی دربا انواع اتهامات بی پایه سعی در کم رنگ کردن شخصیت او دارند.ملت ما با وجود تجربه بزرگ و روشن بختیار که در آن وانفسا که هیچکس صدایش را نشنید هنوز غوطه ور در دالانی تنگ و تاریک وگیج کننده است که نوای دروغ و فریب در آن هواخواهانی دارد.مگر در طی این سالها خمینی های رقیق شده کم در قامت منجی و رهبر بر ملت ما ظاهر گشتند .مگر هنوز عدهای آخوند را در لباس رهبر و پیشرو به نسل جوان معرفی نمی کنند...در اینجا بخشی از کم اعتنایی ها ودشمنی ها به دکتر بختیارمشخص می شود .مشخص می شود که چرا برخی با بورس و پشتوانه های مالی به دنبال سند های هرگز وجود نداشته می گردند آنهم در چه جایی ..در نهانخانه های روباه پیر !!که همه چیز برای مصالح ما وارونه است.
پیام دکتر بختیار واضح و شفاف است .به همین دلیل باید تنها در بزرگداشت سالانه اش یادآوری شود.!!البته در انسداد و تحریم رسانه ای و خبری ملیون و میهن پرستان راستین که بی بی سی و صدای آمریکا آنرا پوشش می دهند ودرواقع گزینش مخالفین و اپوزیسیون به عهده آنهاست جز این هم انتظاری نیست. آنان هر چه کنند و به هر حیله ای دست یازند، عقلانیتی در بطن جامعه ما در حال رستن است که ایران را باز هم بر خواهد افراشت عفلانیتی که نخواهد گذاشت ایران بزرگ ما به سوی نیستی برود.ایران بر افراشته وبرخاسته وبه خود آمده امکان غارت منابع و ترکتازی آنان را درمنطقه سلب خواهد نمود.آنان چاره ای ندارند جز اینکه به اراده ملت ما تسلیم شوند.
صدای ایراندوستان واقعی صدای دکتر بختیار است .اگر به درستی سیر رویداد ها را نظاره کنیم به عیان می بینم که این سی و اندی سال تلاش ما درمبارزه از حیث پشتوانه تئوریک چیزی بر مواضع تاریخی دکتر بختیار در حکومت سی و هفت روزه اش نیفزوده است .امروز بر همان پله ایستاده ایم وقدمی فرا نرفته ایم .دکتر بختیار چنان فهم عمیق و درک صحیحی از دمکراسی داشت که پس از سی و پنج سال هنوز تدبیرش برای نجات و اعتلا کشور تازه است.اگر در این سالها و پس از تحمل تلخ ترین تجربه ها بر این عهد و قرار می ماندیم که هر حکومتی در لباس دین جز خدعه و تحجر نیست در زمانی که به سنگین بها برای ملت ما تمام شد و می شود اینهمه عمر وسرمایه گران سوخته نمی گردید..
اما خوب آنانی که بستر ساز یک همچو حادثه شومی در کشور ما شدند محاسبات خودرا داشتند .یک گمان این بود که فشارها ما را ناگزیر از خو گرفتن به شرایط کند وآنگاه به اندک اندک نسیمی دروغین در پیله خیالها غوطه ور شویم .آنها و مربیانشان با آسیب شناسی مسیر در مرکز تحقیقاتی که دردوره اول رئیس جمهوری رفسنجانی و درست پس از پایان جنگ بنا نهاده بودند، زیرکانه به ملاحظاتی پرداختند که از دایره دید کارگزاران حاکمیت قبل از انقلاب مغفول مانده بود.نیرنگ اصلاحات از دل این مجموعه تراوید .شعار هایی که به ریاکاری و دروغگویی های خمینی درپاریس شباهت داشت .از پایان دوره رفسنجانی که قیام های پراکنده مردمی زنگ هشدار را برای حکومت به صدا درآورده بود وبناگاه اصلاحات سر برآورد این دور تسلسل بی وقفه ادامه دارد هر روز به شکلی و با درون مایه ای تازه .....واین بار درتازه ترین صورت ،در قامت اعتدال...
واژه ها از پی هم تهی و جعل می شوند .اما درشگفتم پس از چپ و راست و میانه در بازی بعدی ،اگر فرصت بیابند کدامین واژه را برای مقاصد شومشان جعل و خلق می کنند..!
در طی سالهای مورد اشاره حالا با راهبری یا بدون راهبری! حکومت آرام آرام دست اندکار ساخت پروژه اپوزیسیون سازی گشت که پس از حذف بزرگانی چون بختیارو بسیاری رادمردان دیگر به جای آنان ولی در جهت تثبیت رژیم ایفای نقش کنند و امروز در کوران تکاپوی آنانیم. همانطور که همه مشاهده می کنیم تمام پایتخت ها از اروپا تا آمریکا در تسخیر آنهاست و حرف همه با رنگ و لعاب های گوناگون ادامه اصلاحات به رغم هر هزینه و تا هر زمانی است!
امااین بارنیز تیرشان به سنگ خورده .هم خود و هم حامیان پیدا و پنهانشان بهتر می دانند که در زیر این خاکستر نسلی توفنده در حال بالیدن است که سره از ناسره را به خوبی باز می شناسد....اگر داور منصفی به ارزیابی آراء آنان از یکی دو ماه مانده به انتخابات رئیس جمهوری یازدهم تا برگزاری آن بنشیند برای اثبات این ادعا نیازی به مدرکی خارق العاده نمی یابد .در اکثر مقالات نویسندگان چیره دستشان تا بعد از رد صلاحیت رفسنجانی حتی بوی براندازی نیز به مشام می آید اما با تفاهم خاتمی و هاشمی در حمایت از روحانی از زندان اوین تا اینسوی اقیانوس ها به ناگاه آرایشان دچار چرخشی شگفت آور می شوند .ریاکاری و دودوزه بازی انان تنها در کثرت و انتشار پر حجم دیدگاههایشان چه در رسانه های شناخته شده!! یا سایت های پر تعداد شان می تواند استتار شود و برخی اذهان خسته را بفریبد اما این حیله نیز رنگ باخته.
راه ما برای مبارزه با نکبت جمهوری اسلامی همان است که بختیار سی و پنج سال پیش ترسیم کرد هنوز راه همان است .راهی که حقانیتش با گذر و تجربه صعب و خونبار این ایام تاریک به اثبات رسیده .. لائیسیته و جدایی کامل دین از سیاست .مبارزین راستین آزادی و سربلندی ایران به همان میزان که برخی خودفروختگان بیست و دو سال پس از شهادت قهرمانانه و تاریخی دکتر بختیار نومیدانه سعی در کدر نمودن شخصیت این یگانه مرد دارند می باید همواره و در همه حال و به هر مناسبت نام بختیار را صلا دهند و راه نجاتبخشش را به یاد روندگان آورند. منش بختیار یک متد و نقشه را ه آزادی است .و نباید به سمبلی برای بزرگداشت های سالانه محدود شود.
بزرگمردا که زندگی شکوهمند ،صدارت شکومند و مرگ شکوه مند داشت وچقدر زیبا وباشکوه پس ازنخستین ترور ناموفقش می گوید:
"همیشه معتقد بوده ام که مرد سیاسی باید فداکاری کند،نبایستی به این جسم خاکی بیندیشد ؛وطن برای او باید برتر از هر اندیشه ای باشد.من می دانستم که ممکن است کشته شوم.اصولا زندگی یک مرددر برابر نجات یک ملت چه اهمیتی می تواند داشته باشد.یک مرد سیاسی چون سربازی است که تفنگ او ایمان اوست. "
آری ایران زمین با داشتن چون تو رادمردانی هرگز نخواهد مرد
15/5/1392
ن-خسروی‎

    Read more »
RSS
Iranian Online TV Network