Iranian Online Network
Welcome
Login / Register

به شبکه ایرانیان خوش امدید - با هم و برای هم برای فردای بهتر- پاینده ایران و ایرانی‌

پاینده کشور پادشاهی مشروطه ایران
در این خاک زر خیز ایران زمین, نبودند جز مردمی پاک دین, همه دینشان مردی و داد بود, وزآن کشور آزاد و آباد بود
مقاله برگزیده این هفته

History


  • واقعه جنبش قرمطیان (ایرانیان آزاده)؟

     

     

    واقعه جنبش قرمطیان (ایرانیان آزاده)؟...

    ((( آنها به تلافی پاره شدن درفش کاویانی و فرش زربافت بهارستان به دست اعراب , پرده اطراف کعبه راتکه تکه کردند، حجرالاسود را خرد کرده و در دریا ریخته و در کعبه را با خود بردند )))
    جنبش قرمطی، یکی از گسترده‌ترین جنبش‌های فکری ، سیاسی ، و ضد مذهبی و از پرتوان‌ترین خیزش‌های مردمی ایران در ضدیت با خلافت عباسیان شمرده می‌شد.
    عبدالله حمدان قرمط، بینان‌گزار این جنبش، از مردم « بندر دیلم» در کناره خلیج‌فارس و از تربیت یافتگان سازمان اسماعیلی به شمار می‌رفت. عبدالله حمدان که در سال‌های میانی قرن سوم هجری قمری در شهر کوفه می‌زیست، در میان مردم به پارسایی شهره بود و همه او را به خردمندی می‌ستودند. وی به سبب مردم‌داری و بلند نامی در آزادگی و عدالت‌خواهی، همواره از سوی مردم و ستم‌کشیدگان، با جور دستگاه‌ خلافت در می افتاد. مردم از شهرهای دور و نزدیک، به ویژه از شهرهای ایرانی‌نشین میان رودان و سواحل خلیج‌فارس بر او گرد می آمدند. در قیام صاحب‌الزنج یا جنبش بردگان، وی ازکسانی بود که در شوراندن ستم‌دیدگان رنجبر بر بیدادگری‌های حاکم، نقشی گسترده داشت.
    عبدالله قرمط تا به آخر سخت بر این باور استوار بود که سرانجام، مردم ایران قدرت را از عرب باز پس می‌گیرند. باز آوردن استقلال ایران و آزادی ایرانیان، همواره آرمان استوار همه‌ی مبارزان ایرانی در تمامی جنبش‌هایی بود که به صورت‌های مختلف باخلافت اموی و عباسی پیکار می‌کردند. عبدالله قرمط برای تحقق این آرمان بزرگ ملی و سیاسی ایرانیان، که یکی از اصول اساسی مبارزاتی جنبش وی بود، به تلاش برخاست .
    کار دعوت اسماعیلیان در سرزمین بحرین ،برعهده ابوسعید حسن بهرام گناوه‌ای سپرده شده بود. با گروش انبوه‌ی مردمان به دعوت قرمطی، به ویژه از میان ایرانیان که اکثریت جمعیت بحرین را تشکیل می‌دادند، ابوسعید در اولین سال‌های دهه هشتاد از قرن سوم هجری قمری، توانست شهرهای هجر (گرا ـ هگر) و خط (پنیات اردشیر) را به تصرف درآورد و دست غارتگران دستگاه خلافت را از سرزمین بحرین کوتاه سازد. بدین ترتیب ابوسعید دولت ایرانیان قرمطی را در بحرین تاسیس کرد و شهر هجر را مرکز این دولت قرار داد. از این دوران به تدریج شهر هجر به « لحسا» و شهر خط به « قطیف» نام بردار گردید و تا امروز بحرین کرانه‌ای با همین نام قرمطی خود خوانده می‌شود.
    دولت قرمطی بر سرزمین یمامه دست یافت دوسال بعد سرتاسر سواحل جنوبی خلیج فارس و سرزمین عمان به دولت قرمطی پیوست.
    «قرمطیان» بزودی در بین ایالات مختلف اسلامی و در میان قشر بازرگانان و روشنفکران، طرفداران بسیار بدست آوردند،آنها کسانی را که به آئین اسلام گرویده بودند و مقررات آنرا محترم میشمردند،بدیده استهزاء مینگریستند و پس از آنکه به «لحسا» برگشتند،هرچه قدر قرآن و تورات و انجیل بود، همه را به صحرا افکندند و از بین بردند. بنظر آنها سه نفر،مردم جهان را گمراه کردند : شبانی (که مقصودشان موسی بود) طبیبی (که مرادشان عیسی بود) و شتربانی (که منظورشان محمد بود) واین شتربانی (پیغمبر اسلام) از دیگران شعبده بازتر و سبک دست تر و محتال تر بود. (بحر الفواید ص ۳۴۶ و نیز تاریخ بیهقی ص ۸۴۹ و نیز سیاست نامه ص ۳۰۹)
    «ناصر خسرو » ضمن بررسی پایگاه طبقاتی و شکل حکومتی قرمطیان، درباره فرایض دینی و سیایت مذهبی قرمطیان مینویسد :
    در شهر «لحسا» مسجد جامع و بطور کلی مسجد وجود نداشت، ساکنان شهر «لحسا» نماز روزانه نمی گزاردند.(سفرنامه ص ۱۱۲)
    «محمد حسینی علوی» تاکید میکند که از نظر فلسفی «قرامطه» و «زنداقه» در نفی «خدای آفریدگار» همصدا و هماهنگ هستند.(بیان الادیان ص ۱۴۹)
    ابوسعید در سال (301 هجری قمری) کشته شد و پسرش « ابوطاهر گناوه‌ای» پیشوای قرمطیان گردید. دولت قرمطیان بحرین تا سال (349 هجری قمری) دوام داشت و تا برپا بود، دستگاه جورپیشه‌ی خلفا، آن را به درستی خطری بزرگ برای خود می‌دانست.
    ابوطاهر در سال 317 ق از بحرین به مکّه لشگر کشید و بى رحمانه به کشتار حاجیان در مکه پرداخت آنها را همگی گردن زده و کشته ها را در چاه زمزم ریخت و او و سربازانش دائم فریاد میزدند کجاست ابابیل هایتان؟ . آنها حجرالاسود، پرده هاى کعبه و درب آن را کنده و با خود بردند.
    حجر الاسود را خرد کرده هنگام بازگشت به بحرین در دریا رها کرده تا هیچ اثری از حجرالاسود باقی نماند و این حجرالاسود جدید ساختگی و بعدها نصب شد، هرچند که تاریخ نویسان اسلامی همواره تاکید داشته اند که قرامطه این سنگ را در نهایت به اعراب صحیح و سالم برگردانده اند!
    در خانه ی کعبه را به مدت بیست سال نزد خود نگاه داشتند و آخر آن را از ایشان باز خریدند و به جاى خود بردند..
    به تلافی پاره شدن درفش کاویانی و فرش زربفت بهارستان به دست اعراب پرده اطراف کعبه راتکه تکه کرده و با خود بردند.
    مورخین در این باره می نویسند :
    قرمطیان «حجر الاسود» را از «خانه» جدا کردند و بر بام کعبه شدند و ناودان زرین کعبه را کندند و میگفتند : «…چون خدای شما به آسمان شود و «خانه» را بر زمین ضایع گذارد، خانه اش را غارت و ویران میکنند»…. پس جامه از «خانه» باز کردند و پاره پاره به غارت بردند و به استهزا میگفتند : «و مَنْ دَخَلَه کانَ آمناً و آمنهم مِنْ خوفْ» (یعنی) : وقتی که در خانه کعبه رفتید چرا از شمشیرهای امان نیافتید؟ (اشاره به سوره آل عمران آیه ۹۷ (هرکه در خانه کعبه داخل شود ایمن گردد). مولف) و اگر خدایی می بود شما را، ایمن میکرد شما را از بیم زخم شمشیرها..» (سیاست نامه – ص ۳۰۸ و نیز تاریخ فلسفه اسلامی ص ۱۸۷.) حمله قرمطیان به مکه از طرف آزادمردان و روشنفکران اسلام(که عده آنها در آن عصر قابل توجه بود) با شادی و تحسین استقبال شد. (زندگی مسلمانان در قرون وسطی ص ۱۲۷)
    در سال ۲۹۴ هجری، قرمطیان به شهر مکه حمله کردند و حجاج را به قتل رساندند و ۱۱ روز در مکه ماندند و «حجرالاسود» و محتویات درون کعبه (از قبیل جواهرات و اشیا قیمتی) را با خود به بحرین بردند.( کامل – ابن اثیر ص ۶۵ و نیز آثار الباقیه ص ۲۷۷)

    Read more »
  • Croatians and Ancient Iran

     

    The article below by Samar Abbas entitled “Identity of Croatians in Ancient Iran” was originally posted on the Iran Chamber Society website. Kavehfarrokh.com places this article for readers to generate questions, discussion and further research. Readers may also wish to consult the symposium proceedings at Zagreb on the subject of Croatian links with ancient Iran by accessing the following link through the Iran Chamber of Commerce venue:

    • http://www.iranchamber.com/history/articles/pdfs/iranian_origin_croats.pdf

    Kindly note that the pictures/illustrations and accompanying descriptions do not appear on the original Iran Chamber Society website.

    ==================================================

    To date, 120 Croat and non-Croat university professors and several academics have compiled 249 research works of which many have been printed in various publications and thereby have proven that Croats are of Iranian origin.

    There are many real evidences about the identity of ancient Croats which all dismiss the theory that Croats are of Slav origin. Although research works on the Iranian origin of the Croats could not be publicized due to the censorship that was widely practiced at the time of the former regime in Yugoslavia, however, the available documented evidences reveal that the initiator of the effort on research about the Iranian origin of the Croats lived two centuries ago.

    In his thesis in 1797, the researcher made a study on the Iranian origin of the Croats and reached the conclusion that the present day Croats migrated from the western part of ancient Iran.

    Following the formation of Yugoslavia in 1918, the bigot Slavs known as the “wolves” collected the original copies of the research work and destroyed them in an attempt to conceal the truth about the Iranian origin of the Croats. To date, only some part of the research work that has been quoted in a report prepared by the academy of sciences of former Yugoslavia in 1938 is available.

    1-oton_ivekovic_dolazak_hrvata_na_jadran

    Oton Iveković’s (1869-1939) painting in 1905 entitled “The Coming of the Croats to the Adriatic” (Source: Public Domain).

    One of the articles has quoted some police reports that the then government in former Yugoslavia mounted pressures on Iranologists within the period 1918 to 1990. The article further proves that upon official instructions by the then government, Croats had to be considered as the middle ages Slavs. For this same reason, all the research works conducted over the origin of the Croats were considered as criminal acts and thus prohibited for a period of 70 years. All the research papers compiled by Iranologists were confiscated as documents against state interests and the researchers were imprisoned or sent to detention camps. Even four researchers were killed by the Yugoslav secret police for making investigations over the issue.

    However, there are other research works proving that 75 percent of the Croats are different in origin from the Slavs and more similar to Kurds and Armenians from genetic point of view. On the other hand, studies show that there are less similarities between domestic livestock, poultry and plants in the old time Croatia with those in Europe, lending further proof to the fact that Croats had most probably migrated from a region close to Asia to their present area.

    Former Croat homeland and their migration

    A manuscript dating back to 1370 B.C. has named the present day Croats and their language as Hurrvuhe (resembling Hrvati).

    In the era of the Achaemenid, especially at the time of Cyrus II and Darius I, the name of the eastern Iranian province Harauvatya and the Croats of the ancient Iran Harauvatis and Harahvaiti have been mentioned for 12 times. In addition, two unearthed manuscripts belonging to the Croats living in the second and third centuries B.C. in ancient Iran have referred to the inhabitants of Horooouathos and Horoathoi. In the year 418, the Aryans were dubbed as Horites and Zachariasrhetor, in 559 the Aryan horse riders were referred to as Hrwts who lived in the vicinity of Krima and Azova and in the 7th century Croats were called as Slavs.

    horovathos

    Lecture slide by Kaveh Farrokh prepared for lectures delivered through the University of British Columbia Continuing Studies Division. The images of the inscriptions are from Croatianhistory.net …

    Other articles offered to the symposium discussed formation of the empire at the time of Cyrus the Great, history of the Croats in ancient Iran and Croat’s development from the time of ancient Indians to the time of their migration in the middle ages from the Caucasus through ancient Persian to the present Adriatic and emergence of the first traces of Croats which could be classified as follows:

    • Harahvaiti and Harauvati in Iran and Afghanistan
    • Hurravat and Hurrvuhe in Armenia and Georgia
    • Horoouathos in Azova and the Black Sea
    • Present day Croats Horvati and Hrvati along the Adriatic

    First contacts between old-time Slavs and Croats of ancient Iran

    Research works have been conducted on the relationship between the language spoken by the Croats and the language the present-day Slavs speak with an aim to identify the possible similarities. However, the studies do not dismiss the possibility that the old-time Croats were part of the ancient Iran at the time of the Persian Empire who later migrated to Europe and their language was changed into the Slav.

    Meanwhile, studies on the Croats indicate that the old-time Slavs did not share the same race with the East European nations and that with the migration of the Croats with the Iranian origin, they established common cultural and lingual ties with each other.

    Ties with the old-time Slavs in the 4th century was first established in the Red Croatia under the title Sarmatskim-Horitima and also after the 6th century in the realm of the Carpathians within the boundaries of the Great, or White, Croatia under the patronage of the Iranian Croats who had been turned Slavs due to the largeness of the population of the Slavs.

    5-map-of-croation-migrations

    A theoretical map of Croation migrations (Source: Erepublic)

    Iranology and old-time language of Croats

    Studies show that there had been various stages in which the Croats had been pressured for accepting the language of the Slavs and annexation to former Yugoslavia. The idea was realized by the Serb nationalist Karadzic whose slogan was “Serbs everywhere”. He invited all bigot Slavist Serbs to the Vienna Congress in the middle of the 19th century for a political and lingual consensus and for adopting policies for the future of former Yugoslavia. In the aftermath of the agreements reached in the gathering and from 1890 the pro-Karadzic Slavists launched their activities for the elimination of all signs of cultural and lingual differences between the Serbs and the Croats. To this end, they changed the past history of the Croats and eliminated all the terms with Indo-Iranian roots that did not exist in the Serbian language. Such a trend continued until 1918 when Yugoslavia was formed.

    The process for the change of the spoken language of the Croats of ancient Iran to the language of Slavs that was started in the 7th century continued up to the 20th century and was forcefully followed by former Yugoslavia.

    Mazdaism, ancient myths and religion of Croats

    In addition to similarities in language, common cultural points can be pointed out as well. For example, reference can be made to the symbols belonging to the old-time Christians that resembled symbols of Mazdaism in the ancient Iran.

    A study in this connection has drawn a parallel between the language used in Bosnia and littoral states and islands of the Adriatic Sea in two separate sections. The study further elaborates how followers of Mazda in ancient Iran converted to Christianity in Europe and how Mazdaism was spread in Europe by the migration of the inhabitants of the above-mentioned areas.

    Other research works have studied the influence of traditions in ancient Iran on the symbols of the roots of old Christianity from the ancient time to the middle ages.

    Surva-Bulgaria-5

    Legacy of ancient Iran in Europe: celebration of “Surva” in modern-day Bulgaria. Local lore traces this festival to the Iranian God Zurvan. This folklore system appears to be linked to the Bogomil movement. Interestingly, much of the Surva theology bears parallels with elements of Zurvanism and Zoroastrianism (Picture Source: Surva.org).

    Identity of old-time Croat tribes

    Research works conducted in the past decade discuss the similarities between names and families used in the ancient-time Iran and the names and families in present Croatia. Some of these studies have pointed to the roots of alphabetic letters in the Croat language and stressed that contrary to the claims of the Slavs the roots of those letters are totally oriental and widely used at ancient times. Many manuscripts written with those letters date back to before 9th century.

    Research studies on the style of dressing of the Croats show that they were dressed up as the Sassanid and most of the local costumes of women were exactly similar to those worn by women at the time of the ancient Iranian empire.

    2-Khorvat-Ancient Eire-an(Left) Traditional Croat attire (Source: Folk Costume) and (Right) Mede nobleman at Persepolis (Source: Photo by Moradi, 1971). The lady’s embroidery is almost identical to that seen among tribal elements in Iran, notably Kurds and Lurs. Her shirt bears striking parallels to those produced by the Kurds of Khorasan in NE Iran and the front panel of her skirt also found among Iran’s tribal elements.  Her cap features a peacock feather; the peacock is a sacred entity in ancient Iranian mythology, as seen among present-day Yezidi Kurds.  The gentleman’s attire has stylistic parallels among Iran’s nomadic tribes, with his boots reminiscent of ancient soft Iranian riding boots. Of interest is also the man’s ancient Iranian Kandys slung over his shoulder: the Kandys was a sign of nobility in ancient Persia as seen among the Perso-Mede nobility of Persepolis of the Achaemenid Empire thousands of years ago in the 6th – 5th Centuries BCE. The Kandys is also seen among Gothic nobles from the 5th century CE.

    Studies on other features of the Croats such as navigation reject the Slav presumption that the Croats had not have navigated before but that they had rather learned the art from the Italians. According to the studies, there are evidences available that the Croats were acquainted with sailing even before the Slavs and that the time for their navigation in the Adriatic goes back to the 6th and 7th centuries. It should be noted that local Croat navigators were known as “Indo-Iranian” and “Slavs” in the Adriatic.

    Read more »
  • نامه نواب صفوی به مصدق و پاسخ مصدق به نامه نواب صفوی

     


    نامه نواب صفوی به مصدق و پاسخ مصدق به نامه نواب صفوی!!؟؟؟
    _________________________
    نواب صفوی در 30 خرداد سال 1332 در نامه ای خطاب به مصدق نوشت: "شما و مملكت در سخت‌ترين سراشيب سقوط قرار گرفته‌ايد چنانچه احساس كرده و معتقد شده باشيد كه نجات بخش شما و مملكت، اجرا برنامه مقدس پيغمبر اكرم (ص) مي‌باشد و پس از تمام جريانات گذشته آماده اجرا احكام مقدس اسلام باشيد، قول مي‌دهم كه شما و مملكت را با ياري خداي توانا و به بركت اجرا احكام و تعاليم عاليه اسلام از هر بدبختي و سقوط و فسادي حفظ نمود به منتهاي عزت و سعادت معنوي و اقتصادي برسانم که نامه را در اینجا قرار داده ام
    و مصدق هم در نامه ای چنین به نواب صفوی پاسخ می دهد:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    برادر عزیز سید مجتبی نواب صفوی
    ضمن درود به غیرت دینی شما, بدینوسیله تشکر خود را از شما اعلام می دارم. همانطور که مستحضرید اینجانب سگ آستان سید الشهدا هستم و همیشه عکسی از پیامبر اعظم بر روی دیوار اتاقم دارم. حزب ملی-مذهبی فدائیان اسلام همواره خادم دولت ما بوده است. به شکرانه همین خدمات بود که شما با وجود ترور روشنفکران سکولار مثل کسروی و قتل سیاستمدران و ارتشیان از زندان آزاد شدید. پارسال اگر کمکهای بی دریغ شما نبود هیچگاه نمی توانستیم آن قوام سکولار لامذهب را از قدرت ساقط کنیم و دوباره به شاه تحمیل شویم و حتی وزارت جنگ را هم در اختیار بگیریم
    بنده هم با مجازات هتاکین به مراجع و ممنوعیت مصرف و خرید و فروش مشروب یا بلامانع ساختن سفر حج به مکه و مدینه و بسیاری دیگر از خدمات به اسلام که از آنها مطلع هستید همیشه خادم روحانیت و برادران فدائی اسلام بوده ام
    به شما قول می دهم که با تمام توان اسلام را وارد حکومت کنم و بر اساس آموزه های اسلامی امور دولتی را اجرا کنم تا فضای اسلامی بر ایران حاکم گردد و انشاالله ریشه سکولاریسم خشک شود. اگر حمایت شما از ما ادامه داشته باشد شاه نمی تواند ما را از نخست وزیری خلع کند مگر اینکه نعوذبالله عوامل آمریکا ما را برکنار کنند و تاسیس حکومت اسلامی در این مملکت به تعویق بیافتد
    اجرکم مع سید الشهدا
    امضا: مصدق السلطنه

    استخراج از بایگانی مرکزاسناد ملی
    در 16 مرداد 1331 هنگامی که جبهه ملی در مجلس در اوج قدرت بود و در روزی که کاشانی به ریاست مجلس انتخاب شد، از سوی نمایندگان دوره هفدهم و در زمان زمامداری دکتر مصدق طرح عفو از سوی 30 نماینده سرشناس مجلس و در قالب ماده واحده تهیه و با قیام و قعود تصویب شد که خلیل طهماسبی را پس از 20 ماه از زندان آزاد می‌کرد. این ماده واحده تاکید داشت: «چون خیانت علی رزم‌آرا و حمایت او از اجانب بر ملت ایران ثابت است، بر فرض اینکه قاتل او خلیل طهماسبی باشد، از طرف مردم ایران بی‏گناه شناخته شده و تبرئه می‌شود.» آنگاه در تاریخ 19 آبان 1331 این قانون به توشیح شاه رسید و خلیل طهماسبی با استقبال گسترده مردمی از زندان آزاد شد. با تصویب این طرح و توشیح آن توسط شاه، خانواده رزم‌آرا با نوشتن نامه‏ای ‏به شاه به این اقدام اعتراض نمودند. محمد رزم‏آرا‏ ‏پدر سپهبد رزم‌آرا در نامه جداگانه‏ای ‏برای مجلس سنا در مورخ 25 مرداد 1331 از آنها می‏خواهد از لوث شدن خون فرزندش جلوگیری کنند.

    Read more »
  • چگونه آخوند بوجود آمد

     

    چگونه آخوند بوجود آمد: "مقصود علی مجلس آرا"

    با توجه به اینکه انگلستان ید طولایی در بوجود آوردن آخوند در ایران (دوره صفویه تا کنون = برادران شرلی) و اولین نطفه اصلی پیدایش آخوند در ایران توسط انگلیس است" در سال 990 هجری . بدین صورت که برادران شرلی به هندوستان سفر کرده و فردی به نام " مقصود علی " را که هم فارسی خوب صحبت میکرد و هم شعر میگفت را و هم مجلس آرا بود که بعدا هم یکی از دو پسر مقصود علی شد "علامه مجلسی اول " را برادران شرلی انگلیسی بوجود آوردند . =========================================

    کمتر کسی را می توان سراغ داشت که در زندگی روزمره خود کلمه اخوند را به کار نبرد یا نشنود. اخوند کیست و از کجا وارد فرهنگ ما شد. یک مثال قدیمی طنز در ایران وجود دارد که می گوید اگر ریش هر اخوند را بالا بزنی زیر ان نوشته شده است (ساخت انگلیس). این ضرب المثل طنز ریشه عمیقی در حقیقت دارد. دو اصل مهم در تشیع عبارتست از اجتهاد و تقلید که تا قبل از زمان قاجار این دو اصل وجود نداشته یا خیلی کمرنگ بوده است.تا پیش از دوره قاجاریه هیچ شخصی را نمی توان یافت که خود را روحانی یا مجتهد معرفی کرده باشد و از مسلمانان بخواهد که مقلد او باشند و اوامر او را اطاعت کنند.بر طبق مدارک اولین بار در زمان صفویه سر و کله انگلیسیها در ایران پیدا شد. نام برادران شرلی برای همه اشناست.برادران شرلی در هنگام عزیمت به ایران مترجم در اختیار داشتند که این نشان دهنده انست که دولت انگلیس از سالها قبل کشور ایران مردم ایران و روحیات انها را می شناخته است و با قصد و نیت قبلی پا به کشور ایران گذاشته است.در هنگام عزیمت برادران شرلی به ایران یکی از همراهان انها به اشتباه توسط دولت شاه عباس کشته می شود.شاه عباس از شنیدن این خبر ناراحت می شود و به برادران شرلی می گوید ای کاش به جای این نوکر شما شش ایرانی کشته می شدند ولی هرگز این اتفاق نمی افتاد برادران شرلی به شاه عباس می گویند زیاد خودتان را ناراحت نکنید این نوکری که کشته شده ایرانی بوده شاه عباس از شنیدن این خبر خوشحال!میشود و می گوید خوب حالا عوض اون نوکر شما هر کدام از نوکرهای مرا خواستید بردارید.چند سال قبل از اعزام برادران شرلی به ایران دولت انگلیس یک هندی را در پوشش یک درویش روانه ایران می کند که نام وی مقصود علی بوده است.حدس زده می شود برادران شرلی بر اساس اطلاعات مقصود علی از جامعه ایران به کشور ایران اعزام شده باشند.درویش مقصود علی به زبان فارسی چنان تسلط داشته که حتی شعر فارسی نیز می سروده است.وی اولین ویروس شومی بود که از طرف دولت انگلیس روانه ایران شد و به طوری که در ادامه می بینیم صنعت ملا و اخوند سازی توسط وی در ایران راه انداخته شد. ورود مقصود علی به ایران به سال نهصد و نود هجری گزارش شده است.در این زمان در ایران خانقاه های زیادی وجود داشت و کسی که مجلس خانقاه را می گرداند به مجلس ارا معروف بود.از انجا که مقصود علی شغلش درویشی و مجلس ارایی خانقاهها بود به مجلسی معروف شد واین اقا پدر مجلسی های مشهور می باشد.مقصود علی هندی پس از امدن به ایران ساکن اصفهان می شود و با دختر یک درویش لبنانی جبل املی به نام درویش ملا محمد ازدواج می کند. در سال هزارودو هجری شاه عباس شروع می کند به مبارزه با صوفیان در حالی که پادشاهان صفوی خود در ابتدا از طرفداران صوفیان بودند.ما در کتاب مرتضی راوندی تاریخ اجتماعی ایران جلد سوم صفحه چهارصدوهشتادوسه می خوانیم که در دوران شاه عباس مبارزه با متصوفان برای از بین بردن نفوذ انان به اندازه ای شدید بود که در عرض سی سال تمام مهر علاقه سیصد ساله نسبت به صوفیه جای خود را کینه و انتقام و تعصب کور داد. مقصود علی هندی وقتی با برخورد شدید شاه عباس با صوفیان روبرو می شود از ایران فرار می کند.مقصود علی هندی از خود دو پسر در ایران به جا می گذارد یکی محمد تقی و دیگری محمد صادق که این محمد صادق همان علامه مجلسی اول می باشد. محمد صادق در هنگام فرار پدرش فردی نابالغ بوده اما بعد وقتی بزرگتر می شود به فرقه صوفیان می پیوندد و بدون ترس از شاه عباس به خانقاهها رفت و امد می کرده است.پس از مرگ شاه عباس شاه صفی جای وی را می گیرد.قابل ذکر است که بعدها وقتی علامه مجلسی دوم پسر مجلسی اول دستور کشتن صوفیان را می دهد مردم به او معترض می شوند که پدر تو نیز درویش بود پس چرا با صوفیان چنین برخوردی می کنی وی در جواب می گوید که پدر من یک درویش واقعی نبوده و برای رسوخ در صوفیان و کسب اخبار از انها به لباس درویشی در امده است.در حقیقت علامه مجلسی اول جاسوس شاه عباس بوده است.پس از روی کار امدن شاه صفی سیاست سرکوب دراویش توسط وی ادامه می یابد اما از بخت بد علامه مجلسی اول وی هیچ مدرکی در دست نداشته که ثابت کند واقعا درویش نبوده و وقتی جان خود را در خطر می بیند از ترس جان همانند پدرش به هندوستان می گریزد.این علامه مجلسی اول هم دو پسر داشته یکی عبدالله که وی را همراه با خود به هندوستان می برد و پسر دیگرش به نام عزیزالله را در ایران باقی می گذارد.پس از فرار محمد تقی پسرش عزیزالله در ایران به ثروتی بسیار زیاد دست می یابد که البته منبع و ریشه این ثروت مشخص نیست. یکی از نوادگان عزیزالله الماس گرانبهایی را به حرم علی تقدیم می کند که به خاطر این کار این خاندان به الماسی معروف می شوند که هم اکنون نیز خاندان الماسی در اصفهان یکی از خانواده های پولدار می باشند.بعد از مدتی محمد تقی هندی با یک ماموریت جدید همراه با شخصی به نام سید مراد هندی به عراق فرستاده می شود.این اولین برخورد ما با پیشوند سید در تاریخ است.اولین بار مقصود علی هندی با توجه به داغی بازار صوفیان خود را درویش معرفی می کند اما حال که دراویش بازار خود را از دست داده اند مراد هندی خود را سید معرفی می کند.سید مراد هندی سه پسر داشته است. یکی ابوالمعالی یکی عبدالکریم ویکی هم محمد علی نام داشته است.محمد علی در عراق به شغل طبابت مشغول بوده و به خاطر اطلاعاتی که در زمینه پزشکی داشته به حکیم معروف می شود و هم اکنون تمام کسانی که در عراق فامیل حکیم دارند از نوادگان این محمد علی هستند.محمد تقی هم در عراق دارای ثروت زیادی بوده و فرزند وی به نام محمد باقر در عراق تحصیل می کند.محمد تقی منشی های زیادی داشته است وی به همراه تمام منشی هایش و ابوامعالی و عبداکریم به ایران مهاجرت می کند که مصادف با پادشاهی شاه سلیمان بوده است و با توجه به قدرت مالی فراوانی که در اختیار داشتند مدارس متعددی در ایران به راه می اندازند و طلبه های زیادی را جذب مدارس خود می کنند و انها را اموزش می دهند.ماموریت اقای محمد تقی رواج خرافات تا سرحد افراط در بین مردم ایران بوده است زیرا دولت انگلیس تنها راه را برای سلطه بر ایرانیان ایجاد جدایی بین انها دانسته و البته خوب تشخیص داده بود و تا امروز هم از این تفرقه استفاده می کند.منشی های محمد تقی شروع می کنند به کتاب نوشتن که البته تمام کتابها به نام محمد تقی یا همان علامه مجلسی منتشر می شده است.منشی های محمد تقی به سراسر ایران می رفتند و برای او تبلیغ می کردند. .محمد تقی برای تمام کارها و اوقات شیعیان از بدو تولد تا لحظه مرگ دعاهای بخصوصی را ابداع می کند.هر روز هفته یک دعا هر ماه سال یک دعا تمام اداب و کارها یک دعا به نحوی که اگر انسان بخواهد به تمام این دعاها عمل کند از زندگی باز می ماند و تازه یک دهم دعاها را هم نمی تواند بخواند.از نظر علمی محمد تقی پدر گرچه علامه بزرگ است اما از فرزندش محمد باقر در نزد شیعیان کمتر است. محمد تقی دختر داشته که به همسری شخصی به نام محمد صالح خاتون ابادی درمی اورد از این زوج فرزندی به دنیا می اید به نام میر محمد حسین که محمد باقر یعنی همان مجلسی دوم دخترش را می دهد به میر محمد حسین. میر محمد حسین پس از ملاباقر مجلسی می شود ملاباشی شاه سلطان حسین.از ان روز تا کنون بیشتر امامان جمعه فرزند زادگان این میر محمد حسین هستند.میر محمد حسین باعث شکست ایران از افغانها می شود.شاه سلطان حسین یک وزیر با تدبیری به نام فتحعلی خان اعتمادالدوله.که این شخص در حقیقت اداره امور مملکت را بر عهده داشته زیرا شاه سلطان حسین شخصی نادان و خرافاتی بوده است. در شبی امدادهای غیبی(انگلستان)به میر محمد حسین ماموریتی را محول می کند و وی خود را با عجله نزد شاه سلطان حسین می رساند و وی را فریب می دهد که فتحعلی خان اعتمادالدوله قصد کودتا و براندازی حکومت او را دارد و یک سری مدارک جعلی را نیز به سلطان حسین نشان می دهد.سلطان حسین بلافاصله دستور کور کردن وزیر خود را می دهد و خود این میر محمد حسین دستور شاه را اجرا می کند و وزیر بالیاقت شاه نالایق را کور می کند.روز بعد سلطان حسین متوجه اشتباه خود می شود اما دیگر کار از کار گذشته بوده است.دختر محمد باقر مجلسی با شخصی به نام محمد اکمل ازدواج می کند که فرزند انها وحید بهبهانی نامیده می شود که این وجید بهبهانی ابداع کننده اجتهاد و تقلید در شیعه می باشد.دختر دیگر محمد تقی با شخصی از سادات ازدواج می کند که فرزند انها طباطبایی نامیده شد و نسل طباطبایی ها از انجا نشات گرفته است.یعنی خانواده های طباطبایی حکیم مجلسی بروجردی بحرالعلوم امام جمعه امامی الماسی و خیلی دیگر از خانواده های مذهبی همه از این جا ریشه گرفته اند. انچه خواندید گوشه ای از تحقیقات اقای مهدی شمشیری در رابطه با پیدایش اخوند در ایران بود من سعی کردم جان مطلب را در این جا بیاورم. القابی مانند ایت الله و پوشش امروزی اخوندها از زمان قاجاریه شروع شده است.

    Read more »
  • حوزه علمیه قم را چه کسانی ساختند ؟

     

    Image may contain: 1 person
    ء نویسی استعداد خارق العاده ای از خود بروز داد. در تنهایی سخت مطالعه می کرد در کالج همیشه شاگرد اول بود . درست پیش از ورود به آکسفورد از درد جانکاه ستون فقرات که چهار سال پیشتر در اثر افتادن از اسب هنگام سوارکاری عارضش شده بود سخت رنج می برد و این درد تا پایان عمر همراه او بود . به همین خاطر تا پایان عمر مجبور شد از دارو استفاده کند و غالباً در لحظه های حساس و بسیار حیاتی در موقعیت شغلی و پرداختن به امور امپراتوری بریتانیا سبب کج خلقی او می شد. و تعادل او را بر هم می زد.کرزن برای اولین بار نماینده مجلس لردها شد و آهنگ سفر به دور دنیا کرد و شیفته ی سفر به آسیا شد و اولین بار عنوان خبرنگار روزنامه تایمز به ایران آمد، حاصل این سفر مذاکره برای تعیین یک محل ثابت وفراگیر ویژه تدریس علوم اسلامی مربوط به شیعه در ایران و توسعه ان بود که متعاقب ان حوزه علمیه قم تاسیس شد سه کتاب معروف او : «روسیه در آسیای مرکزی » (1889م) ، «ایران و قضیه ایران » (1892م) ، که نام آورترین اثر او بود، و «مسائل خاور دور» (1894م) اودر بازگشت به مطالعات وسیعی در باره مردم شناسی ایرانیان پرداخت و در 31 سالگی به تحریر این دو مجلد مشغول شد و می گویند نه ماه شب و روز را در خانه ای که در حومه ی لندن اجاره کرده بود صرف کار این تألیف نمود. در حین نگارش کتاب ایران با قبول مقام معاونت وزارت امور هندوستان اولین گام خود را در نردبان سیاست برداشت و نایب السلطنه هندوستان شد به علت اختلافی که با وزارت جنگ انگلیس پیدا کرد مجبور به استعفا گردید و به دولت ائتلافی «اچ اچ اسکیت » پیوست و هنگامی که او بر سر کار آمد به او عنوان لرد داده شد به ریاست مجلس اعیان یا مجلس لرد ها رسید و از آن پس یکی از اعضای هیئت دولت بود که سیاست و امور جنگ جهانی اول پرداخت و پس از جنگ بعنوان وزیر خارجه انتخاب شد .لرد کرزن یک سال پس از جنگ جهانی اول در زمان وزارتش در امور خارجه سیاستی را اجرا کرد که بر اثر آن نزد ایرانیان منفور شد در آن تاریخ به اشاره او میان «وثوق الدوله » نخست وزیر ایران و «سرپرسی کاکس» نماینده انگلیس پیمانی به امضا رسید که مقامات انگلیسی را ناظر بر سازمان های ارتشی و دارایی ایران می کرد. مسلماً انگیزه عقد چنین پیمانی ترس کرزن از ناحیه روسها و تدبیرش برای ایجاد موانعی بر سر راه توسعه طلبی رژیم جدید کمونیستی شوروی و تحکیم سلطه انگلستان بر ایران بود درحقیقت تاسیس حوزه علمیه قم که ابتکار او بود برای ایجاد یک سد دفاعی در مقابل کمونیسم شوروی بود او طی یادداشتی در خصوص قرارداد مذکور چنین نوشت:«غرض آن نیست که ما اختیار ایران را به دست گرفته یا خواهیم گرفت، بلکه مقصود آن است که حکومت ایران دریابد که ما تنها قدرت بزرگ در همسایگی آن هستیم که به سرنوشت ایران سخت علاقمندیم، می توانیم و مایلم ایران را در احیای ثروتهایش یاری کنم.» کتاب« ایران و قضیه ایران» برای اولین بار در نیمه ی آخر قرن 19م به دستور نظام السلطنه (حسینقلی خان مافی) والی فارس توسط میرزا محمد نام، شاگرد دارالفنون تهران در سال 1311 هجری قمری در شیراز بطور خیلی ناقص ترجمه شد. اما از آنجایی که نظام السلطنه در موقع مسافرت کرزن به ایران و رفتن او به هندوستان در شوشتر والی بوده و در حین همین سفر، بین کرزن و نظام السلطنه برخورد مختصر نامساعدی روی می دهد لرد کرزن به ایشان رسما اعتراض میکند که ثرا متن این نوشته بزبان فارسی در اختیار اکثرایرانیان قرار گرفت چون امپراطوری بریتانیا راضی به افشای محتویات این کتبا نیست بدلیل انکه بخشی از استراتژی دولت بریتانیا در ایران بوده ونباید دراختیار عوام قرار بگیرد
    Read more »
RSS
Iranian Online TV Network