Iranian Online Network
Welcome
Login / Register

به شبکه ایرانیان خوش امدید - با هم و برای هم برای فردای بهتر- پاینده ایران و ایرانی‌

پاینده کشور پادشاهی مشروطه ایران
در این خاک زر خیز ایران زمین, نبودند جز مردمی پاک دین, همه دینشان مردی و داد بود, وزآن کشور آزاد و آباد بود
مقاله برگزیده این هفته

Environment


  • اوباما: تعييرات آب و هوای تهديدی رو به رشد و اضطراری است

     

    باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا در نشست روز سه شنبه، یکم مهرماه سازمان ملل متحد گفت که برای مقابله با مشکل تغييرات جوی کره زمين، آلودگی بايد محدود شود.

    شبکه تلویزیونی « سی‌ان‌ان» در گزارشی نوشته آقای اوباما در اين سخنرانی چين را مورد خطاب قرار داد و گفت پرجمعيت ترين کشور دنيا با سريع ترين نرخ رشد در توليد آلودکننده های کربنی، بايد به ايالات متحده ملحق شده و با هدايت کشورهای ديگر اين آلودگی را کاهش دهند.

    نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز چهارشنبه به ریاست باراک اوباما برگزار شد. تغييرات جوی کره زمين يکی از موضوعات مهم مورد بحث در اين نشست بود.

    اين رويداد برای رييس جمهوری آمريکا فرصت مناسبی است تا مباحث را از موضوعاتی نظير خطر گروه «داعش»، بيماری ابولا و ساير مسايل امنيت ملی به سمت موضوعی ببرد که به موفقيت آن اعتماد بيشتری دارد.

    در اين سخنرانی که ساعاتی پس از دستور حمله به سوريه ايراد شد، آقای اوباما گفت که «خطرات رو به رشد و اضطراری ناشی از تغييرات آب و هوايی کره زمين در نهايت بيش از هر عامل ديگری موازنه را در قرن حاضر تعيين خواهد کرد.»

     رييس جمهوری آمريکا اشاره کرد که به‌دست آوردن اجماع گسترده برای مقابله با تغييرات جوی ساده نيست. به طور مثال چين با نياز بيشتر برای خريد انرژی به کاستن از توليد انبوه انرژی تمايلی نشان نداده است. در خود آمريکا نيز تغييرات جوی کره زمين موضوع بحث برانگيزی است و برخی معتقدند انسان در اين تغييرات نقشی ندارد.

    آقای اوباما گفت: « در هر يک از کشورهای ما، منافع و ملاحضاتی وجود دارد که در مقابل هر اقدامی مقاومت نشان خواهند داد. درهر يک از کشورهای ما  اين سوء تفاهم وجود دارد که اگر کشور ما اقدامی بکند و کشورهای ديگر نکنند، ما از نظر اقتصادی ضرر خواهيم کرد. ولی ما بايد نقش پيشرو و رهبری را ايفا کنيم.»

    این گزاش می‌‌گوید باراک اوباما  تصويرغم انگيزی از تاثير تغييرت آب و هوايی در ايالات متحده ترسيم کرد و از جمله به سيل در ميامی، آتش سوزی در غرب، توفان های عظيم در شمال و خشکسالی اشاره کرد.

    رییس جمهوری آمریکا افزود بعضی از کشورها بيش از سايرين تحت تاثير تغييرات آب و هوايی قرار گرفته اند با اين حال، «هيچ کشوری در امان نيست.»

    طرح عملی اعلام شده

    رييس جمهوری آمريکا اجرای يک رشته اقدامات برای کاهش آلودگی فسيلی را از جامعه بين المللی درخواست کرد و همچنين تدابيری را برای کمک به کشورهای درحال توسعه اعلام کرد تا در مقابل تغييرات آب و هوايی آمادگی بهتری داشته باشند.

    در حالی‌که تلاش‌ها برای رسيدن به اهداف اعلام شده برای سال ۲۰۱۵ هنوز ادامه دارد، باراک اوباما کليات يک برنامه همکاری برای کاهش بيشتر آلودگی تا سال ۲۰۲۰ را اعلام کرد. رييس جمهوری آمريکا گفت: «ما نمی‌توانيم فرزندانمان و فرزندان آنها را به آينده ای محکوم کنيم که ترميم آن فراتر از توان ها خواهد بود، آن هم در حالی‌که که ابزار آن، از جمله نوآوری هايی تکنولوژيک و کشفييات های علمی برای شروع ترميم هم اکنون  در اختيار ما است.»

    اقدامات انجام شده

    در ژوئن سال ۲۰۱۳، باراک اوباما طرح عمل برای کاهش آلودگی کربنی را اعلام کرد. يکی از اين اقدامات دادن ماموريت به سازمان حفاظت محيط زيست برای تعيين استانداردهای تازه ميزان آلودگی کربنی برای نيروگاه‌هايی است که در آمريکا از سوخت فسيلی استفاده می کنند. اقدام ديگر همکاری با چين و هند، دو کشور اصلی توليد کننده گازهای گلخانه‌ای، به منظورتعيين برنامه های تازه برای مقابله با آلودگی در سطح جهانی بود.

    اقدامات مورد نياز

    برای جامعه طرفداران محيط زيست،  مسئله مهم و قابل توجه آلودگی های ناشی از گاز متان است. فعالان محيط زيست می‌گويند با اينکه متان با کربن متفاوت است اما در مسئله مقابله با تغييرات آب و هوايی به همان اندازه مهم است.

     

    Read more »
  • ریاضت ملی برای مهار بحران آب

     

    ناصر کرمی، مدرس دانشگاه و روزنامه‌نگار حوزه محیط زیست ضمن اشاره به بی اعتمادی عمومی به نظام حاکم بر ایران می‌گوید: «جمهوری اسلامی باید الان برای مهار بحران آب تن به ریاضت ملی بدهد.»

    بحران آب در مناطق مختلف ایران می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور، زمینه‌ساز بحران‌های اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای در ایران شود. بحران فعلی، نتیجه عدم توجه به مقوله‌ی «توسعه پایدار»* است: «توسعه‌ای که نیازهای کنوني را به گونه‌ای پاسخ دهد که توانایی نسل‌های آینده را برای رفع نیازهای خود به خطر نیاندازد». در واقع، این مفهوم سعی می کند بین توسعه – به معنای اقتصادی و تکنولوژیک آن- با حفاظت از محیط زیست آشتی صورت دهد و حتی اولی را به یاری دومی بیاورد.

    دکتر ناصر کرمی، کارشناس محیط زیست و روزنامه‌نگار، اینک در نروژ با نگاهی انتقادی به بی‌توجهی عمومی به توسعه پایدار و محیط زیست می‌نگرد. او سال‌ها در رسانه‌های مختلف از توسعه پایدار نوشته و تلاش کرده مخاطبانش را با نگاهی متفاوت به توسعه و محیط زیست آشنا کند.

    با ناصر کرمی در باره جایگاه محیط زیست در ایران و نیز بحران آب گفتگو کرده‌ایم. 

    کرمی در باره بی‌توجهی شهروندان به مساله آب و بیابان‌زایی می‌گوید: «من بحث آب، بیابان زایی و فرسایش خاک را این چند وقت مطرح کرده‌ام اما متاسفانه بازخورد لازم و قابل انتظار را ندارد. به عنوان مثال وقتی آن را در فیس بوک می‌گذارم و ۴۰۰ نفر لایک می‌زنند این ۴۰۰ نفر خودشان اغلب آدم‌هایی هستند که دغدغه‌های محیط زیستی دارند. این اشکال فیس بوک است که فضای دروغین و کاذب ایجاد می‌کند. من اما رسانه‌ای می‌خواهم که مثلا ۲۰۰ نفر آدم که محیط زیست در مرکز توجه‌شان نیست، این مباحث را بخوانند و بشنود و برایشان مساله شود. ما رسانه‌های موثری که محیط زیست را به یک چالش و دلمشغولی تبدیل کنند نداریم. یعنی مثلا حتی خود شما الان چیزی می‌گویید و بعد‌‌ رها می‌کنید تا مثلا دوماه دیگر. یعنی اینگونه نیست که محیط زیست به چنان مساله‌ای تبدیل شود که به میان مردم عادی برود و مردم به خاطر محیط زیست بریزند بیرون و تظاهراتی راه بیاندازند. یعنی مردم از حکومت مطالبه محیط زیستی داشته باشند. من اینجا واقعا معتقدم یک کوچولو باید حق را به جمهوری اسلامی داد. یعنی بیشتر از خود جمهوری اسلامی، مردم به این مشکلات محیط زیستی بی‌توجه هستند.»

    کرمی جامعه مدنی را بی‌توجه به توسعه پایدار می‌داند: «اینکه چرا این واقعیات تلخ و مستند روی جامعه مدنی ایران تاثیر نمی‌گذارد، به نظرم دو دلیل دارد. یک اینکه جامعه مدنی ایران به شدت سیاست زده است و یک تصور قرن نوزدهمی از مفهوم توسعه دارد. یعنی نخبگان ایران یک تصوری راجع به توسعه دارند و آن این است که توسعه یک پروژه سیاسی اقتصادی است. اینکه مثلا ما فکر کنیم به صرف وارد شدن به جریان گلوبالیزیشن، جذب سرمایه گذاری خارجی، تشکیل احزاب آزاد و...، وارد جریان توسعه خواهیم شد، یک تلقی قرن نوزدهمی است. دوم اینکه امروزه برای بشر ثابت شده است که توسعه امری اقلیمی است، امری سیاسی اقتصادی نیست. ما امروزه باید از «توسعه اقلیمی» سخن بگوییم که باقی ابعاد توسعه را هم در خود در برمی‌گیرد.»

    جمهوری اسلامی اعتماد ملی را از بین برده است

    دکتر کرمی در باره اثرات منفی جمهوری اسلامی در کاهش نقش تاثیرگذار روشن‌فکران بر مردم در مسائل مختلف از جمله بحران کم‌آبی می‌گوید: «یک نکته را فراموش نکنیم. اینکه مردم از الیت تاثیر نمی‌پذیرند، بسیاریش حاصل زحمت جمهوری اسلامی است. بسیاری از مردم روشنفکری را چیز بدی می‌دانند. بزرگ‌ترین ادیب زنده ایران یعنی محمود دولت آبادی، یک بار هم تصویرش از تلویزیون ایران پخش نشده است. من با انتشاراتی‌ها سروکار دارم و می‌دانم آمار فروش کتاب چقدر افتضاح است. ببینید. جمهوری اسلامی باید الان برای مهار بحران آب تن به ریاضت ملی بدهد. یعنی بیاید به مردم بگوید مردم! ما مجبوریم یارانه را به شما ندهیم و آن را صرف ریاضت ملی و مهار بحران آب کنیم.قیمت آب را نیز باید سه برابر کنیم و کشاورزی هم تعطیل. برای پیشبرد این برنامه نیاز به آدم‌های خوشنام و معتبر سیاسی هست که بیایند در تلویزیون و این را به مردم بگویند تا آن‌ها تاثیر بپذیرند. اما آدم‌های خوشنام جمهوری اسلامی مانند خاتمی از تلویزیون جمهوری اسلامی طرد هستند. موسوی و کروبی که از از خود جمهوری اسلامی هستند، از این حکومت طرد هستند. الان دور و بر آقای خامنه‌ای زشت‌ها باقی مانده‌اند. احمد خاتمی، احمد جنتی و.... یعنی وقتی جمهوری اسلامی سرمایه اجتماعی خودش را نابود می‌کند اینجا چوبش را می‌خورد.»

    این روزنامه‌نگار حوزه محیط زیست در باره بی‌اعتمادی عمومی به نظام حاکم بر ایران می‌گوید: «جمهوری اسلامی دیگر توان دیالوگ با مردم را ندارد. اعتماد ملی را از بین برده است. برای منویات سیاسی خودش فرهنگ و هنر را نابود کرده است. ارتباط روشنفکران با مردم را قطع کرده است. نتیجه‌اش هم همین است. یک جامعه منفک از درک نیازهای واقعی خودش. جمهوری اسلامی یک مشت لمپن بی‌سواد فوتبالیست یا یک مشت لمپن بی‌سواد هنری را قشر مرجع کرده است. فضای فعالیت این‌ها هم به شدت باز است. اما محمود دولت آبادی را بقال سرکوچه‌شان هم شاید نشناسد. خب این الیت چه تاثیری می‌خواهد بگذارد. یعنی همه‌اش هم تقصیر الیت نیست. جمهوری اسلامی هم این ابزار را از آن‌ها سلب کرده است.»
     

    صدای دولتی‌ها هم در آمده است

    کرمی در باره واکنش‌هایی در داخل دولت به وضعیت فعلی می‌گوید: «خوشبختانه حتی در داخل ایران هم صداهای باوجدانی هستند که محیط زیست برایشان مساله شده است. من بحث سومالیزه شدن ایران را شروع کردم اما دیدم خوشبختانه این منحصر به بیرون از ایران نشده است و در داخل هم واکنش‌های خوبی نشان می‌دهند. من از همین رسانه شما می‌خواهم از وزیر نیرو تشکر کنم. ایشان گفت با روند موجود ممکن است کشاورزی ایران تا ۱۰ سال دیگر کلا برچیده شود. دکتر مکنون، رییس کمیته ملی توسعه پایدار که نهادی وابسته به ریاست جمهوری ست، رسما اعلام کرده است ما در حال تبدیل به یک بیایان مطلق هستیم. یا رییس مرکز اقلیم‌شناسی. خب من گفته بودم براساس گزارش ناسا ما وارد دوره ۳۰ ساله خشکسالی شدیم، اما ایشان اعلام کرد که براساس تحقیقاتی که در ایران انجام شده است، این دوره خشکسالی ۳۰ ساله نیست، ۵۰ ساله است.»

    ـــــــ

    * «توسعه پایدار» از آن دست مفاهیمی است که در این سال‌ها مدام بر دهان‌ها می‌چرخد. مفهومی که برای آن یک «کمیته ملی» هم تشکیل شده است. کمیته‌ای که وابسته به نهاد ریاست جمهوری‌ است. اما انکارناپذیر است که به شهادت اسناد و جلسات مختلفی که حول این مفهوم در طی سالیان و پس از دهه هفتاد میلادی تشکیل شده است، این مفهوم تنها به بعد محیط زیستی‌اش محدود نمانده و ابعاد اجتماعی و حتی سیاسی را نیز دربرمی گیرد، ولی می‌توان گفت تاکید عمده آن بر دغدغه‌های محیط زیستی است. نگرانی هایی چون رویکرد یک‌پارچه به برنامه‌ریزی و مدیریت منابع زمین، مبارزه با جنگل‌زدایی، مبارزه با بیابان‌زایی و خشک‌سالی، حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت فناوری زیستی سازگار با محیط زیست، حفاظت از اقیانوس‌ها، دریاها و مناطق ساحلی و... 

    Read more »
  • مردم چهارمحال: «روحانی گلابی، مُردیم از این بی آبی» حصر نظام در ۳ بحران و ۳ لشگر

     

    جمهوری اسلامی با ۳ بحران عمیق و جدی مشروعیت، معیشت و آب روبرو است؛ به بیان دیگر، این نظام در محاصره ۳ لشگر انبوه، پرانگیزه و خشماگین آزادی‌خواهان و دموکراسی‌جویان، گرسنگان و تشنگان گرفتار آمده است و با توجه به عدم فراهم آوردن زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی لازم، به نظر نمی‌رسد ساختار جمهوری اسلامی توانایی گذار موفقیت‌آمیز از آنها را داشته باشد.

    حسن روحانی به همراه هیات دولت روز چهارشنبه ۱۵ مردادماه، وارد شهرکرد مرکز استان چهارمحال بختیاری شد؛ در هنگام سخنرانی آغازین وی در شهرکرد، گروهی از مردم در اعتراض به ادامه طرح‌های غیرکارشناسی انتقال آب از چهارمحال بختیاری به شهرهای مرکزی ایران نظیر اصفهان، یزد و کرمان در قالب تونل‌های «گلاب» و «بهشت‌آباد»، با سر دادن شعارهایی نظیر «تونل باید خراب شه»، «عزا عزای آب است / استان ما بی‌تاب است»، «ای تونل گلابی / هرگز نبینی آبی» و «روحانی گلابی، مردیم از این بی‌آبی» دقایقی باعث اختلال در سخنرانی وی شدند. 

    همچنین در آغاز سخنرانی روحانی، پلاکاردی با نوشته «دروغ تا کی» در میان جمعیت بلند شد که بلافاصله از دست آنان گرفته شد، اما به علت کم‌توجهی ناظر پخش صداوسیما در اخبار ساعت ۲۱ روز چهارشنبه، برای چند لحظه کوتاه، این پلاکارد به شکل نه چندان واضحی نمایش داده شد. (عکس بالا) 

    این اعتراض‌ها باعث شد که روحانی بخش زیادی از سخنرانی خود و همچنین کنفرانس خبری وی در پایان سفر به استان چهارمحال و بختیاری را به موضوع بحران آب در ایران و استان اختصاص دهد.  
     
    بحران آب در فلات مرکزی ایران 

    در چند سال گذشته، استان‌های چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان، یزد و کرمان، به طور مستقیم درگیر بحران آب در این منطقه از کشور بوده‌اند که در مواردی باعث اعتراض‌های اجتماعی گسترده‌ای نیز شده است. 

    از جمله می‌توان به اعتراض مردم استان چهارمحال و بختیاری به حفر تونل‌های گلاب و بهشت‌آباد جهت انتقال گسترده آب از این استان به استان‌های دیگر اشاره کرد (گزارش تصویری). 

    استان چهارمحال و بختیاری با دارا بودن ۱ درصد از مساحت کشور، دارای ۱۰ درصد از منابع آبی کل کشور می‌باشد؛ اما مردم این استان همواره با مشکل کم‌آبی دست به گریبان بوده‌اند و معتقد هستند که حفر تونل‌های گلاب ۲ و بهشت‌آباد، هم محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری را از بین می‌برد و هم خسارت جبران‌ناپذیری در گلاب ۲ به مردم اصفهان و در بهشت‌آباد به مردم خوزستان، چهارمحال و بختیاری و اصفهان وارد می‌کند. 

    در سوی دیگر این بحران، که تا کنون با اعتراض‌های مدنی و مسالمت‌آمیز مردم استان چهارمحال روبرو شده، گروهی از مردم و کشاورزان استان اصفهان در اسفند ماه سال ۹۱، با خشم و خشونت، اعتراض خود به بحران آب را نشان دادند و لوله انتقال آب به یزد را تخریب کردند؛ مردم شرق اصفهان و بخش‌های خوراسگان و ورزنه، حتی اتوبوس‌های نیروهای یگان ویژه که برای سرکوب اعتراض‌ها آمده بودند را به آتش کشیدند و اعتراض‌ها سرانجام با دخالت گسترده یگان‌های ویژه نیروی انتظامی سرکوب و ساکت شد. بنا بر گزارش وبسایت سپاه اصفهان، حملاتی از سوی معترضان به حوزه علمیه و یکی از پایگاه‌های بسیج شهر خوراسگان نیز صورت گرفت. (ویدئو، گزارش تصویری)؛ تخریب این لوله انتقال آب و قطع آب، موجب جیره‌بندی آب در یزد و تجمع اعتراضی مردم در برابر استانداری گردید.  
     
    بحران آب، بزرگ‌ترین تهدید امنیت ملی ایران در سال‌های آینده 

    این بحران آب، امری مربوط به امروز و اکنون نیست، بلکه بحرانی است برآمده از ۳۶ سال مدیریت نادرست منابع آب، برداشت غیراصولی از منابع آبی سطحی و زیرسطحی، سدسازی‌های بی‌رویه و غیرعلمی، تخریب جنگل‌ها و بهره‌برداری بی‌رویه از آنها، آلودگی هوا و محیط زیست و عدم توزیع متوازن منابع آب.  

    جدی‌ترین هشدار نسبت به بحران آب را چندی پیش عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دولت هاشمی و مشاور حسن روحانی مطرح ساخت؛ وی دقیقا یک سال پیش در گفتگویی با روزنامه قانون بیان داشت اگر بی‌تدبیری‌ها در مدیریت آب اصلاح نشود، فلات ایران ۳۰ سال دیگر، غیرقابل سکونت می‌شود و همه کشور، تبدیل به کویر و کشور ارواح می‌شود: 

    «... یک ماه بنادر ايران بسته شود، مردم گرسنه می‌مانند. حالا ما بياييم آمار غيرواقعی بدهيم. مساله، مساله ديگری است. من می‌خواهم از مشكل به مراتب بزرگ‌تری حرف بزنم. مشكلات ما اين‌ها نيست. مشكل اصلی كه ما را تهديد می‌کند و از اسرائيل و آمريكا و دعواهای سياسی و... خطرناک‌تر است مساله زندگی ملت است. اين است كه فلات ايران دارد غيرقابل سكونت می‌شود و كسی به اين فكر نيست. مساله اينجاست كه آب‌هاي زيرزمينی تحليل رفته‌اند و بيلان منفی آب بيداد می‌کند و کسی به فكر نيست. من نگران شديد نسل‌های بعد هستم. هفت هزار سال است كه در ايران زندگي جريان دارد. ما حق نداريم با اين بی‌تدبیری كشور را با اين چالش بزرگ مواجه كنيم. من همه جا گفته‌ام، اگر وضعيت اصلاح نشود ايران ۳۰ سال ديگر كشور ارواح می‌شود، چون همه كشور تبديل به كوير می‌شود. در كوير اگر بارش هم صورت گيرد، ثمری ندارد چون سفره آب زيرزمينی خشک خشک است، آب در سطح می‌ماند و تبخير می‌شود. در حال حاضر تمامی پیکره‌های آبی طبیعی ايران خشكيده‌اند. درياچه اروميه، بختگان، تشک، پريشان، كافتر، گاوخوني، هورالعظيم،‌ هامون، جازموريان و...؛ ديگر چيزی باقي نمانده. من از وقوع بحران حرف می‌زنم. زندگی ملت در حال تهديد است...». 

    کلانتری در این مصاحبه به شرح آینده هشدارآمیز دریاچه‌های خشک‌شده و سفره‌های خالی آب‌های زیرزمینی می‌پردازد که احتمالاً میلیون‌ها ایرانی را وادار به ترک محل سکونت خود خواهد کرد.  

    همچنین وبسایت انتخاب در آبان‌ماه سال گذشته، در گزارشی به نقل از موسسه «صلح آمریکا» نوشت: «در حال حاضر، خطری که از جانب بحران قریب‌الوقوع زیست‌محیطی ایران احساس می‌شود، به مراتب بیش از خطر دشمنان خارجی و منازعات سیاسی داخلی است.» 

    طبق گزارش «سازمان جنگل‌ها، مراتع، و آبخیزداری ایران» که در اواسط سال ۲۰۱۳ منتشر شده بود، بیش از دو سوم خاک ایران - در حدود ۱۱۸ میلیون هکتار - به سرعت در حال تبدیل شدن به بیابان است. در ادامه این گزارش آمده است: «با نرخ کنونی مصرف بی‌رویه آب در ایران، ۱۲ استان از ۳۱ استان این کشور، ظرف ۵۰ سال آینده ذخایر آبی خود را به پایان خواهند رساند.» و این امر، باعث به خطر افتادن کشاورزی و امنیت غذایی مردم ایران خواهد شد. 

    در بخش دیگری از این گزارش آمده است:  

    میزان خسارات ناشی از تنش آب، بیابان‌زایی، و آلودگی می‌تواند در بلندمدت منجر به ایجاد مشکلات تضعیف‌کننده‌ای برای اقتصاد کشور شود. طبق برآورد «بانک جهانی»، هزینه سالانه تخریب محیط زیست در ایران، هم‌اینک نیز به میزان هولناک ۵ تا ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. در مقایسه، به گفته «اداره حسابرسی دولت آمریکا»، تحریم‌های طاقت‌فرسای واشنگتن و جامعه بین‌المللی، در سال ۲۰۱۲ تنها توانستند ۴/۱ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را کاهش دهند. و با گذشت زمان، این منابع ارزشمند بیش‌تر تحلیل رفته، حاصلخیزی بیش‌تر کاهش یافته، و سلامت عمومی بیش از پیش آسیب خواهد دید.» 

    همچنین بر اساس شاخص عملکرد زیست‌محیطی سال ۲۰۱۲ که از سوی دانشگاه‌های یِیل و کلمبیا انجام شده و ۲۲ فاکتور محیطی چون منابع آب، آلودگی هوا، تنوع زیستی و تغییرات آب و هوایی را مورد بررسی قرار داده بود، ایران از میان ۱۳۲ کشور مورد مطالعه، در جایگاه ۱۱۴ قرار گرفت. 

    با همه این مشکلات و بحران‌های عمیق و در حالی که رگ گردن مسوولان جمهوری اسلامی از شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» همچنان بیرون می‌زند، در آبان‌ماه ۱۳۹۱، وبسایت «دیپلماسی ایرانی» به نقل از «دیلی استار» از تسلیم کمک ۴۰ میلیون دلاری به لبنان برای ساخت سد خبر داد؛ همچنین بر أساس این گزارش، طرف لبنانی برای واردات برق با ولتاژ بالا از ایران نیز با مقامات جمهوری اسلامی رایزنی کرده است. علاوه بر اینها، در سال‌های گذشته، جمهوری اسلامی با دست و دل‌بازی بسیار برای سدسازی و تامین برق در عراق، سوریه، لبنان و غزه اقدام کرده است. همه اینها نشان از سیاست «هم غزه، هم لبنان، ایران فدای همه» مسوولان جمهوری اسلامی دارد؛ به‌ویژه اینکه در صورت پایان جنگ غزه، به احتمال قریب به یقین، سیل دلارهای ایران برای بازسازی غزه و تسلیح حماس مجددا روانه آنجا خواهد شد. 
     
    حصر نظام در ۳ بحران و ۳ لشگر 
    جمهوری اسلامی با ۳ بحران عمیق و جدی مشروعیت، معیشت و آب روبرو است؛ به بیان دیگر، این نظام در محاصره ۳ لشگر انبوه، پرانگیزه و خشماگین آزادی‌خواهان و دموکراسی‌جویان، گرسنگان و تشنگان گرفتار آمده است و با توجه به عدم فراهم آوردن زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی لازم، به نظر نمی‌رسد ساختار جمهوری اسلامی توانایی گذار موفقیت‌آمیز از آنها را داشته باشد. 

    نظام متزلزل جمهوری اسلامی شاید بتواند با لطایف‌الحیل گوناگونی چون اختناق، خفقان، اعدام، ارهاب، زندان، تهدید، تحدید، ترور فیزیکی و شخصیتی، اتهام‌های جاسوسی و ناموسی و... لشگر آزادی‌خواهان را به صورت موقت ساکت و ساکن سازد، اما «امید»ی به چنین «تدبیر»هایی در مواجهه با لشگر گرسنگان و تشنگان نیست.  

    البته جمهوری اسلامی می‌تواند با فروکاستن مطالبات لشگر آزادی‌خواهان به مطالبه ساختگی و خودساخته‌ای چون «رفع حصر رهبران جنبش سبز» تا حدودی خاکستری بر آتش مطالبه آزادی بریزد، اما این خاکستر، به وزش بادی برکنار خواهد شد و بزرگ‌ترین هراس جمهوری اسلامی نیز به هم پیوستن مردم و تجمیع مطالبات سه لشگر ذکرشده، در حرکت و جهت واحد است. 
    بخش گسترده‌ای از مردم ایران، نه تنها هیچ اولویتی در مطالبات خود برای «رفع حصر رهبران جنبش سبز» نمی‌بینند، بلکه کم‌ترین مجازات آنان را به علت سابقه بد و همدستی با جنایتکاران و خیانتکاران جمهوری اسلامی و به انحراف و انزوا بردن جنبش آزادی‌خواهانه‌شان، چنین حصری - آن هم در شرایط زندگی مناسب  - می‌بینند؛ حصری که با تاسف بسیار، آرزوی بخشی از لشگر گرسنگان و تشنگان است و بسیاری از آنان، زندان را برای گذران معیشت خود، مناسب و مطلوب می‌یابند. البته کمال مطلوب، محاکمه ایشان بر اساس قوانین و موازین بین‌المللی و حقوق بشری است، هر چند چنین امری در قالب نظام کنونی نزدیک به محال به نظر می‌رسد، اما در این صورت نیز گمان نمی‌رود حکم سبکی شامل حال آنان گردد. از سوی دیگر، اگر محاکمه آنان بر اساس قوانین، روش و منش جمهوری اسلامی صورت گیرد، چنان‌چه علی خامنه‌ای چندی پیش به علی مطهری گفت: «جرم این‌ها بزرگ است و اگر امام بودند، شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر این‌ها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به این‌ها ملاطفت کرده‌ایم».

     
    چاره چیست؟ 

    بر این اساس و با نگاهی به گذشته، اکنون و نسل‌های آینده، کاملا روشن است که بحران و خطر، جدی، عمیق و همه‌جانبه است و برای دفع و رفع این خطر، در نخستین و ضروری‌ترین گام، علاوه بر استفاده صحیح از منابع آب توسط مردم، باید منشا نادرست و فقهی - قرون وسطایی مدیریت منابع انسانی و طبیعی را کنار زد و مدیریتی درست، علمی، پاسخگو و دموکراتیک را جایگزین ساخت. 

    همان‌طور که می‌بینیم، مدیریت صحیح جامعه، ربط و نسبت مستقیم با زندگی حال و آینده همه ما دارد، از این رو نمی‌توانیم با بهانه‌هایی چون «ما را با سیاست، کاری نیست» از مسوولیت اجتماعی خود، شانه خالی کنیم. آری، شاید ما را با سیاست، کاری نباشد، اما سیاست با هستی و نیستی و اکنون و آینده همه ما کار دارد و از این رو، مجاز نیستیم برای گریز از مسوولیت، به چنین توجیهات ناموجهی توسل جوییم. 

    جمهوری اسلامی، استخوانی است در گلوی نحیف، نالان و خفقان‌گرفته و خاری است در چشمان گریان مردم ایران و تنها راه نفس کشیدن و خندان شدن این مردم، سرنگونی این نظام سراسر فساد، دروغ، ظلم و استبداد است؛ چنان‌چه پیش‌تر نیز در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی در آغاز کتاب «نجواهای نجیبانه» نوشته‌ام: 

    «راه رهایی ایران و ایرانیان، سرنگونی «جمهوری اسلامی» و تشکیل حکومتی مدافع آگاهی، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است. تا کنون تمام راه‌ها و تلاش‌ها برای اصلاح این رژیم، به شکست انجامیده است و از این پس نیز هر تلاشی در راستای اصلاح این نظام بی‌نظام و گندیده و تزئین و مشاطه‌گری نقش ایوان این خانه از پای‌بست ویران‌گشته، «آزموده را آزمودن» و خطایی محکوم به هزیمتی محتوم و «آب در هاون و مشت بر سندان کوفتن و باد درو کردن» است؛ چرا که این رژیم، از لحاظ بنیان‌های نظری، کارنامه و ظرفیت عملی و نیز ساختار قانونی، اصلاح‌پذیر نیست...». 

    -----------------

    اعتراض مردم استان چهارمحال و بختیاری

    اعتراض مردم استان اصفهان

    Read more »
  • .مردم سالاری زیست محیطی در کردستان/نهضتی که از یلدای 4 ساله شروع شد

    مردم سالاری زیست محیطی در کردستان/نهضتی که از یلدای 4 ساله شروع شد

    استان وایر- شکستن اسلحه شکار، رهاسازی پرندگان و حیوانات در اسارت، اعلام آمادگی کانون وکلای کردستان به رایگان شدن پرونده های زیست محیطی و دستگیری شکارچیان توسط خود مردم از مهم ترین دست آوردهای زیست محیطی مردم استان کردستان در یک سال اخیر بوده است.

    مدیرکل محیط زیست کردستان با اعلام این خبر گفت: «خوش‌بختانه از سال گذشته تاکنون ندامت موج عظیم و قابل تقدیری در میان شکارچیان کردستان که سال‌ها سابقه شکار داشتند به راه افتاد و به راه‌ افتادن بحث مردم‌سالاری زیست محیطی در کردستان به عنوان عظیم‌ترین نهضت‌ها در حوزه محیط زیست، دستاوردهای بزرگ زیست محیطی مردم کردستان به شمار می‌رود.»
    «ناصح قادری» افزود: « این اقدام خداپسندانه از شهرستان مریوان شروع، در کامیاران قوت، در سقز تداوم و در سنندج و شهرستان های دیگر استان به اوج رسید.
    خوش‌بختانه میزان مشارکت و همراهی اقشار مختلف مردم برای حفاظت از محیط زیست در این استان هم‌چنان رو به افزایش است.»
    قادری اضافه کرد:« سازمان حفاظت از محیط زیست در راستای افزایش آگاهی و ایجاد انگیزه برای حفظ محیط زیست کشور اقدام به برگزاری نهمین جایزه ملی محیط زیست کرد که در این مراسم جایزه ملی محیط زیست کشور،به پاس تلاش و کوشش در راستای فعالیت های زیست محیطی به ویژه اقدامات و فرهنگ سازی خودداری از شکار و فعالیت های مؤثر برای مهار آتش سوزی جنگل های زاگرس، به "انجمن سبز چیا" مریوان اهدا شد.»
    به نوشته «رضا جمشیدی» در «همشهری آن لاین»، آغاز صدای شکسته‌شدن تفنگ‌های شکارچیان در برخی از شهرهای کردستان و کرمانشاه از مریوان بود؛ شهری مرزی در کردستان.

    اونوشت:«مریوان شهر عجیبی است با مردمانی که هر کدام شناسنامه‌ای از مهربانی و رنج را توأمان دارند؛ شهری که معلمش برای همدلی با شاگرد بیمار خود سرش را تراشید و دختربچه‌اش برای کبک‌های شکارشده آن قدر گریه کرد تا پیک آزادی را برای آن ها به ارمغان آورد.»

    «یلدا» در روستای زیبای «درکی» زندگی می‌کند؛ روستایی در 47کیلومتری جنوب شرقی مریوان و در دامنه کوه‌های اورامان. این دختر 4ساله‌ برای کبک‌های شکارشده توسط پدرش آن قدر اشک ریخت تا «احمد عزیزی»را بعد از 15سال شکار، متحول سازد و نه فقط او که شکارچیان بسیاری را به جای شکار، محافظ کبک‌های کوهستان کند.

    احمد که متولد 1349است، از نوجوانی شکار را شروع کرد و یک اسلحه سوزنی کالیبر 12ساچمه‌ای که مخصوص شکار بود خرید و با تجاربی که به‌دست آورد، پس از چندی به شکارچی «کبک» بدل شد: «البته گاهی هم پیش می‌آمد که بز کوهی یا پرنده‌های دیگری شکار کنیم اما کبک عمده شکار ما بود.»

    حساب کبک‌هایی که شکار کرده از دستش در رفته است: «نمی توانم دقیق بگویم چند تا کبک زده‌ام ولی در 15سالی که شکار کردم، هر سال حدود 20 کبک شکار می‌کردم. شکار ما به دو ‌گونه بود؛ یک گونه‌اش با تیراندازی و کشتن کبک‌ها بود و گونه دیگر با تله‌گذاشتن که کبک‌ها را زنده می‌گرفتیم. کبک زنده درآمد بسیار خوبی داشت چون آن ها را به مشتریان خاصی که می‌شناختیم، می‌فروختیم. به نوعی قفسی می‌شدند.»

    بازار کبک و شکار همیشه در مناطقی از این دست که احمد عزیزی و خانواده‌اش در آن زندگی می‌کنند، رونق داشته و دارد. از این‌رو، افرادی چون احمد از کودکی روش‌های شکار را می‌آموزند: «بعضی از جوجه‌کبک‌ها را هم نگه می‌داشتیم تا کمی بزرگ‌تر شوند و در فصل شکار از آن ها به‌عنوان تله استفاده می‌کردیم. آن ها را مجبورمی‌کردیم که آواز بخوانند و با صدای آواز آن ها، کبک‌های دیگر به طرف صدا می‌آمدند و در دام ما می‌افتادند.»

    اما خاطره سال‌های شکار حالا که اسلحه را کنار گذاشته و دیگر دست به ماشه نمی‌برد، آزارش می‌دهد: «حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم همه خاطراتم از آن سال‌ها تلخ است. کشتن یا گرفتن پرندگان دیگر نمی‌تواند برایم شیرین باشد. یک روز که در کمین کبک‌ها بودم، می‌خواستم از یک شیار عبور کنم، وقتی از روی سنگ‌ها رد شدم، پایم روی برف‌ها لیز خورد و سقوط کردم. پایم شکست و دوستانم مرا به روستا رساندند و از آن جا به بیمارستان منتقل شدم. تا چند ماه نتوانستم به شکار بروم. به جرأت و صادقانه می‌گویم که در این 15سالی که شکار کرده‌ام، هر‌بار که یک گلوله از تفنگم خارج می‌شد، بخشی از وجدان و انسانیتم را می‌دیدم که از من پر می‌کشید ولی به‌خاطر آن لذت‌های مقطعی و نوعی عادت به شکار، دوباره سراغ آن می‌رفتم. خیلی وقت‌ها عذاب وجدان می‌گرفتم اما از سر عادت دوباره به شکار می‌رفتم. گرچه چندباری پیش آمد که جوجه‌کبک‌ها را فروختم اما سعی کردم کم‌تر به دید شغل به شکار نگاه کنم و بیش‌تر تفریح و تنوع آن برایم عادت شده بود.»

    روزی که یلدا ناجی کبک‌ها شد

    «بهمن‌ماه سال گذشته بود که برای شکار به دشت زدم. چند کبک را با تیر زدم و آن‌ها را به خانه آوردم. یلدا تا چشمش به کبک‌های خون‌آلود افتاد، جیغ کشید و شروع کرد به گریه‌کردن. اول فکر کردم گریه‌اش زود تمام می‌شود ولی یک گوشه نشسته بود و مدام گریه می‌کرد. اصلا تحمل گریه او را ندارم. با مادرش هر کاری کردیم، نتوانستیم آرامش کنیم. دیگر عصبانی و ناراحت شده بودم. رفتم پیش‌ او و گفتم چه‌ کار کنم که دیگر گریه نکنی؟ گفت باید قول بدهی دیگر کبک‌ها را نکشی. من هم یک قول سرسری دادم تا گریه‌اش را تمام کند. یکی‌ دو روز گذشت. داشتم تفنگم را تمیز می‌کردم که آمد پیشم و دوباره شروع کرد به گریه‌کردن و گفت مگر تو قول ندادی که دیگر شکار نکنی. وقتی نگاهش کردم، در چشم‌هایش معصومیت و مظلومیت خاصی بود. شاید آن لحظه با دیدن یلدا، به یاد جوجه ‌کبک‌هایی افتادم که مظلومانه به ‌دست من و امثال من کشته یا قفسی می‌شدند. دست‌های یلدا را گرفتم و گفتم به جان عزیز خودت دیگر کبک‌ها را نمی‌کشم.»

    نگاهی به یلدا ‌کرده و همان طور که با انگشت‌هایش روی موهای نرم دخترک شیار درست می‌کند، می‌گوید: «به خاطر او حاضرم هر کاری بکنم. دخترم با این کم سن و سالی، چشم‌های مرا روی زندگی و زندگی ‌دادن باز کرد. انسانیت به سن و سال نیست، بعضی مواقع پیش می‌آید که یک بچه به یک انسان بزرگ درس می‌دهد.»

    روزی که تفنگم را شکستم

    «بعد از چند روز فکرکردن، یک تصمیم گرفتم و به "انجمن سبز چیا" که درباره محیط‌ زیست فعالیت می‌کند، زنگ زدم و گفتم این اتفاق افتاده و قصد دارم تفنگم را بشکنم. بعد رفتم پیش امام جمعه روستا و ایشان را هم در جریان گذاشتم و گفتم که قصد دارم قبل از اذان ظهر روز جمعه، جلوی مسجد، تفنگم را برای همیشه بشکنم. استقبال امام جمعه روستا برایم باور کردنی نبود. ظهر روز جمعه اعضای انجمن همراه امام جمعه و تقریبا همه اهالی روستا آمده بودند. من هم دست یلدا را گرفتم و رفتم. یلدا تفنگ را به دستم داد، آن را زمین گذاشتم و با سنگ بزرگی آن را شکستم. همان موقع احساس کردم سبک شده‌ام و بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده است.
    آن طور که شنیده‌ام، بعد از این کار من، 15شکارچی مریوانی هم تفنگ‌هایشان را شکسته‌ و کبک‌هایشان را آزاد کردند و بعد هم در برخی شهرهای کرمانشاه مانند نودشه، سروآباد و بیستون اتفاق مشابهی افتاد. حتی شنیدم در یکی از شهرهای تهران هم شکارچیان تفنگ‌هایشان را شکستند.
    الان که بیش‌تر فکر می‌کنم، می‌بینم اگر کسی در کمین جان بچه‌ام باشد، خودم چه حالی پیدا می‌کنم. حالا می‌توانم آن حیوانات زبان‌بسته را درک کنم و از خداوند بزرگ طلب بخشش دارم چرا که بخشی از زیبایی‌های خلقتش را از بین برده‌ام. حتی از آن پرندگان زیبا هم حلالیت می‌طلبم و امیدوارم به‌خاطر یلدا مرا ببخشند. شکار هیچ‌گاه لذت واقعی نیست. شغل هم محسوب نمی‌شود. به همه شکارچی‌ها می‌گویم وجدان و کرامت انسانی را در خود پیدا کنید و از کشتن حیوانات دست بکشید. زندگی بخشیدن بسیار لذت بخش‌تر از گرفتن زندگی است.»

    وقتی خبر شکستن تفنگ شکاری توسط احمد عزیزی، شکارچی مریوانی منتشر شد، گویی جرقه‌ای در انبار باروت خفته وجدان دیگر شکارچیان منطقه افتاد و آن ها را هم بیدار کرد؛ در سنندج، کامیاران، بیستون، نودشه، سروآباد و چند شهر دیگر از استان‌های کردستان و کرمانشاه شکارچیان تفنگ‌هایشان را شکستند، با طبیعت آشتی کرده و کبک‌ها و دیگر پرندگان شکار شده را آزاد کردند. «اسد کهریزی»، شکارچی با‌سابقه کامیارانی که پدر 9 فرزند است، از نخستین افرادی بود که با عزیزی همراه شد و هم تفنگش را شکست و هم دیگر شکارچیان را به این کار تشویق کرد.

    کهریزی حدود18سال در کوهستان‌ها و دشت‌های کردستان کبک شکار کرده است اما روزی که شنید یک شکارچی مریوانی تفنگش را شکسته و مردم هم از این کار استقبال کرده‌اند، گویی یکباره از خواب چندین ساله بیدار شد: «با دیدن فیلم شکستن تفنگ، صحنه شکارهایم جلوی چشمم آمد و خودم را سرزنش کردم. یک لحظه تصمیم گرفتم که برای همیشه شکار را کنار بگذارم. من 9 بچه دارم که از جانم بیش‌تر دوستشان دارم. ناگاه به ذهنم آمد که اگر کسی به یکی از آن‌ها تعرضی بکند چه حالی پیدا می‌کنم. خب، من جوجه‌ کبک‌های زیادی را از مادرشان جدا کرده‌ام. حالا عذاب وجدان زیادی دارم و از خدا می‌خواهم به‌خاطر بچه‌هایم مرا ببخشد.»

    کبک‌های شکار‌شده همیشه جزیی از زندگی کهریزی بوده‌اند؛ کبک‌هایی که برخی وقت‌ها برای چند روز میهمان خانه شکارچی بودند و بعد برای ادامه یا پایان زندگی ان ها تصمیم گرفته می‌شد: «من همیشه کبک‌های زیادی در خانه نگه‌داری می‌کردم ولی وقتی تصمیم به ترک شکار گرفتم، هیچ کبکی در خانه نداشتم و برای نشان دادن تصمیمم، به بازار رفتم و 4‌ کبک قفسی را به قیمت‌های مختلف بین75 تا 140هزار تومان خریدم و بعد متوجه شدم که شکارچیان دیگری هم این تصمیم را گرفته‌اند. خیلی خوشحال شدم. با هماهنگی محیط‌زیست و در حضور فرماندار کامیاران، ابتدا کبک‌ها را آزاد کردیم و بعد هم قفس‌ها را شکستیم تا شاید وجدانمان راحت شود.»

    خبر آزاد‌کردن کبک‌ها و شکستن قفس‌ها به بیرون از کامیاران هم نفوذ کرد و تعداد دیگری از شکارچیان هم تصمیم گرفتند تا شکار کبک را برای همیشه کنار بگذارند: «بعد از این که من این کار را کردم، یک روز یک نفر با موتوربه درِ خانه ما آمد و گفت چند روز است که دنبال آدرس شما بودم تا این که امروز پیدا کردم و آمده‌ام که با ما بیایید تا ما هم کبک‌هایمان را آزاد کنیم. من هم رفتم و بعد هم یکی دیگر از دوستانش آمد که جمعا 4 کبک داشتند. نزدیک امامزاده رفتیم و کبک‌ها را آزاد کردیم. این قدر از دیدن این صحنه و کار این دو نفر خوشحال شدم که احساس کردم خداوند زندگی جدیدی به من بخشیده است.»

     

    Read more »
RSS
Iranian Online TV Network